« وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ جآءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوّاباً رَحِيماً » ؛ « 1 »
« و اگر ايشان ، وقتى ظلم به خودشان كردند ، آمدند نزد تو ، پس از خدا طلب آمرزش كردند ، و طلب آمرزش كرد پيامبر براى آنها ، هرآينه مىيابند خدا را بسيار توبه پذير و رحيم » .
بر رجحان آن صراحت دارد .
و حتى نسبت دادن بعضى كارها كه از افعال خاصهء الهى است به آنها ، مثل شفاى امراض - درحالى كه نسبت دهنده فقط خدا را شافى و خالق و رازق مىداند - كفر نيست ؛ زيرا اين اعتقاد معلوم او قرينهء حاليه است بر اينكه اين اطلاقات به نحو مجاز است ، كه نظاير آن در كلام عرب و عجم زياد است ، مثل « أَنْبَتَ الرَّبِيعُ الْبَقْلَ » كه اگر يك فرد مادى آن را بگويد ، بر معنى حقيقى حمل مىشود و كفر است و اگر موحد بگويد بر معنى مجازى حمل مىشود و چنين كسى ، غير خدا را فاعل اين افعال نمىداند ، يا فاعل را باذن اللَّه فاعل مىداند ، مثل :
« أَنّى قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِنْ رَبّكُمْ أَنّى أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْىِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ » ؛ « 2 »
« همانا من از گل ، پيكر مرغى را براى شما مىسازم و بر آن نفس قدسى مىدمم تا به امر خدا مرغى گردد و كور مادرزاد و مبتلاى به پيسى را به امر خدا شفا داده و مردگان را زنده مىكنم » .
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 64 .
( 2 ) . سوره آلعمران ، آيه 49 .