اگر اين منطق باطل شما صحيح بود ، حضرت يعقوب پيغمبر به آنها مىگفت :
شما خودتان خدا را بخوانيد ، اين چه جهالت و بدبختى است كه خدا خودش فرموده مرا بخوانيد و شما مرا مىخوانيد و واسطه قرار مىدهيد و كفر و شرك مىگوييد ؟ آيا پيغمبر خدا بهتر مىدانست يا شما ؟
آقاى عزيز ! چرا بىجهت افكار را مَشوب و اذهان را مشوّش و ناراحت مىسازيد ؟
چه بهره و فايدهاى از اين مغلطهها و اشتباه كارىها مىبريد ؟
خوانندگان محترم ! اين شبههها ريشههاى غرض آلودهء ديرينه دارد كه دست استعمار هم همواره پشت آن بوده و به تأييدش برخاسته ، مع ذلك در عصر ما ديگر افكار مسلمانان اين اشتباه كارىها را نمىپذيرد و حناى اينگونه افراد آب و رنگى ندارد .
بله ، گاهى همان حرفها را به لباسهاى تازه و در زير اصطلاحات جديد و به صورت انديشههاى نو عرضه مىكنند ، ولى به زودى باطن آنها آشكار و مقاصد تخريبى آنان ظاهر مىگردد و دعوتهايشان مصداق آيه ذيل مىشود :
« كَسَرَابِ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مآءً حَتّى إِذا جآءَهُ لَمْيَجِدْهُ شَيْئاً » ؛ « 1 »
« مثل سرابى كه شخص تشنه آن را در بيابان هموار و بىآب ، آب پندارد و به جانب آن شتابد ، چون بدانجا رسد هيچ آب نيابد » .
مع ذلك اگر بخواهيد از سوابق اين زمزمهها و پاسخ به سخنان اين گروههاى وهابى يا وهابى مسلك ، آگاه شويد به كتابهايى كه بخصوص در اين موضوع تأليف شده مثل « كشف الارتياب » علّامه مجاهد عالىقدر سيّد محسن امين قدس سره مراجعه فرماييد .
هامش
( 1 ) . سوره نور ، آيه 39 .