( خوانندگان ) غافلند » .
چه ارتباط با دعاى ندبه و خطاب به امام عصر عليه السلام دارد كه :
اوّلًا : گفتم مخاطب قرار دادن غايب ، در مقام اظهار علاقه و تألّم از هجر و فراق ، و اينگونه امور ، يك امر عرفى و ذوقى است كه غرض خطاب حقيقى نيست ؛ بلكه به داعى اظهار اندوه و تأسف اينگونه خطابات مىشود . بنابراين دعاى ندبه به حساب ايراد كننده هم كفر و شرك نخواهد بود ؛ زيرا خطاب به داعى ديگر ، يا معنى ديگر ، استعمال مىشود .
و ثانياً : مسلماً دعايى كه در آيات شريفه مورد نهى واقع شده ، دعاى خاصى است ؛ زيرا مطلق دعا و خواندن غير ، حتى به قول شما دعاهاى متعارف و روزمره مراد نيست . بنابراين مىگوييم : آنچه از اين آيات استفاده مىشود ، و شواهد بسيار از آيات و اخبار و حكايات ، آن را تأييد مىكند ، اين است كه دعا و خواندن غير ، كه منهىّ عنه و شرك است ، اين است كه غير خدا را به عنوان اينكه متصرف مستقل و نافذ الامر در اسباب و مسبّبات كاينات و مالك امور دنيا و آخرت است ، در عرض خدا بخوانند ، يا او را با خدا ، كارساز و شريك قرار داده و خالق و رازق و قاضى الحاجات شمارند .
امّا اگر كسى را مقرب بدانيم و بر نظام اسباب از جانب خدا مسلط بشناسيم و او را بخوانيم ، در حالى كه او در درگاه خدا داراى چنين تقربى نباشد و چنين تسلط و قدرتى به او عطا نشده باشد ، اطلاق شرك بر آن ، اگرچه مجازاً صحيح است ، ولى به طور حقيقت شايد صحيح نباشد .
بله اين عمل ، افترا و اختراع بوده و داخل در « ما أنزل اللَّه به من سلطان » است ولى ادخال چيزى كه « ما أنزل اللَّه به من سلطان » است در « ما انزل اللَّه به من سلطان ؛ چيزى كه خدا بر آن حجت نازل كرده است » هرچند حرام است ، ولى « ما لا ينزّل اللَّه به
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 475
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٤٧٥