به هر حال ، ذكر اين دو مكان در مثل اين دعا به رعايت اينگونه نكات ادبى يا معنايى است و به هيچ وجه ، متن آن را سست نمىسازد و به خصوص با توجّه به جملههايى مثل « بِنَفْسِي أَنْتَ . . . » و كلمه « أَوْ غَيْرِها » و كلمه « أَمْ ذِي طُوى » كه هم صراحت دارند بر اينكه سراغ آن حضرت را در مكان معينى نمىگيريم و هم اينكه آن حضرت قرارگاه معلومى ندارند ، معلوم مىشود كه بالمرّه با عقايد كيسانيه بىارتباط است .
نكته قابل توجه
اين جمله پرسشآميز « لَيْتَ شِعْرِي . . . » در زيارتهاى ديگر نيز وارد شده و علاوه بر علّامه مجلسى در بحار ، « 1 » علّامه متبحر سيّد عبداللَّه شبّر نيز از مشايخ خود ، در ضمن يكى از زيارتها روايت فرموده است ، به اين لفظ :
« لَيْتَ شِعْرِي أَيْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوى ؛ أَمْ أَيُّ أَرْضٍ تُقِلُّكَ أَوْ ثَرى ؟ ! أَبِرَضْوى أَنْتَ أَوْ ذِي طُوى ؟ » . « 2 »
بنابراين ، صحّت و اعتبار اين جمله از اين راه نيز تأييد مىشود و به اصطلاح اهل فن ، حديث از غرابت متن هم خارج مىشود .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 22 ، ص 240 .
( 2 ) . مصابيح الانوار ، ج 2 ، ص 344 ، ح 203 .