همه در انتظار ظهور او با هم شريكند ، از عترت پيغمبر و از اولاد على و فاطمه و فرزند امامان و حجتهاى الهى است - نكتهاى ادبى است ؛ زيرا در مقام ندبه و اظهار تأثّر از بىاطّلاعى از جا و مكان آن حضرت ، ذكر اين دو مكان مناسبتر و در قلوب نافذتر است تا اماكن ديگر ، مانند خانه آن حضرت در سامرّا يا مسجد الحرام يا مسجد پيغمبر صلى الله عليه و آله .
مثل اينكه اگر بخواهيم محبوب سفر كردهاى را ياد كنيم و از سوزش آتش هجران و فِراق او بناليم و از بىخبرى از حال و جا و مكان و آسايشگاهش اظهار نگرانى كنيم ، سراغ آن مسافر عزيز را در كوه و دريا و بيابان و هوا مىگيريم ، نمىگوييم : « نمىدانيم اكنون در كجايى ، به منزل رسيدهاى يا در بستر خواب آرميدهاى يا در اطاق يا كنار جويبار و سبزه نشستهاى » ؛ زيرا اين مضمونها ندبه را تسكين مىدهد ؛ بلكه مناسب اين است كه بگوييم : « نمىدانيم اكنون در كجايى ، در حال حركتى يا در بيابان و در كوه و دور از آبادى ، ناراحت و تنها هستى ؟ »
برحسب بلاغت و تكلم به مقتضاى حال ، بايد اينگونه جملهها در حال ندبه آورده شود و ذوق سليم و طبع مستقيم و مأنوس باادب ، اين نكات را درك مىكند .
و ممكن است ذكر اماكنى مثل رضوى و ذى طوى براى اشاره به اين باشد كه همه مكانهاى مقدّس ، حتى ذى طوى و رضوى هم كه مورد نظر كيسانيه بوده ، تحت تصرف امام و آمد و شد آن حضرت هستند .
و احتمال ديگرى نيز بعد از اين سه احتمال هست ، و آن اين است كه : مراد از ذى طوى ، چنانچه از " اخبار مكّة المشرفة " هم نقل شد ، خود مكّه معظمه و مراد از رضوى ، مدينه طيّبه باشد . « 1 »
هامش
( 1 ) . به قرينه مقابله .