غدير » .
محقق است كه ايشان ، چنين كلام صريح و شهادت محكمى را بدون مأخذ و مصدر معتبر نفرموده است .
علاوه بر ايشان ، سيّد جليل علّامه صدرالدين محمّد طباطبايى يزدى ( متوفّى 1154 هجرى ) نيز در ابتداى شرحى كه به دعاى ندبه مرقوم فرموده ، استناد به روايت مرويه از امام جعفر صادق عليه السلام نموده است .
با توجّه به مجموع مطالبى كه عرض شد ، اعتبار اين دعا ، به خصوص به ملاحظه متن آن ، مُحرز و صدور آن از امام عليه السلام مورد اطمينان است و استحباب خواندن آن نيز بالخصوص و حداقل از جهت ادلّه عامّه مسلّم و ثابت است و محل هيچگونه اشكالى نمىباشد و محتاج به تمسك به اخبار « مَن بَلَغ » نيست .
اخبار « مَن بَلَغ » و تسامح در ادلّه سنن
بعضى گمان كردهاند : مستند كسانى كه اين دعا را در كتابهاى خود نقل كرده و فتوا به استحباب خواندن آن دادهاند ، اخبار « من بلغ » و تسامح در ادلّهء سنن است .
لذا اشكال كردهاند كه تسامح در ادلّهء سنن در جايى است كه با سند ضعيفى به معصوم برسد و براى دعاى ندبه سندى كه منتهى به معصوم بشود ، ذكر نكردهاند .
جواب اشكال اين است كه :
اوّلًا : ورود و صدور اين دعا از معصوم عليه السلام مورد اطمينان است ، و آن چيزى كه ملاك حجيّت خبر واحد است ، اطمينان به صدور است و لذا به اخبار موقوفه هم گاهى در فقه اعتماد مىشود .
ثانياً : به نفس اطلاق ادلّه عامّه دعا ، استحباب اين دعا هم ثابت است .
ثالثاً : در باب تسامح در ادلّه سنن و اخبار « مَن بَلَغ » ذكر نشده است كه بايد بلوغ