ارسال نقل نمايد ؟ بلكه چون در آن اعصار كه نزديك به عصر ائمه عليهم السلام بوده ، رسم بر اين نبوده است كه در كتابها روايتى بدون سند بياورند ، و اگر هم بدون سند مىآوردند ، عين متن را ذكر مىكردند .
اطمينان حاصل است كه يا اين دعا در كتاب بزوفرى با سند بوده و پس از اينكه از كتاب او نقل شده ، مسامحةً سند آن را نقل نكردهاند ، و يا اينكه آنقدر معروف و مشهور بوده كه بزوفرى هم خود را از ذكر سند آن بىنياز مىشمرده است .
بنابراين مىتوان حدس زد خواندن اين دعا ، در اعصار نزديك به عصر ائمه عليهم السلام و غيبت صغرى هم ، مثل عصر ما ، بين شيعه متداول و مرسوم بوده و اين شعارى است كه دست به دست رسيده و اخلاف از اسلاف و بازماندگان از گذشتگان آن را گرفته و در محضر و منظر محدّثين و شيوخ آن اعصار كه همه متبحر در علم حديث ، و استاد فن بوده و از خواندن دعاهاى بىمأخذ و پيروى از روشهاى بىمدرك به شدّت ممانعت مىفرمودند ، خوانده مىشده و كسى بر اعتبار آن ايرادى نداشته است .
4 - علّامه مجلسى با دقت و تتبّع و احاطه و اطّلاع وسيع و فوق العادهاى كه در اخبار و احاديث و رجال روايات و معرفت اسانيد دارد ، علاوه بر آنكه اين دعا را در كتابهايى مثل بحار و تحفة الزائر - كه در مقدّمه به اعتبار سند ادعيه آن شهادت داده است - نقل فرموده ، صريحاً و بالخصوص ، اعتبار سند دعاى ندبه را كه منتهى به امام جعفر صادق عليه السلام مىشود ، تصديق فرموده است . عبارت اين افتخار عالم اسلام و نابغه جهان علم ، در كتاب مستطاب " زاد المعاد " اين است :
« و امّا دعاى ندبه كه مشتمل است بر عقايد حقّه ، و تأسف بر غيبت حضرت قائم عليه السلام به سند معتبر ، از امام جعفر صادق عليه السلام منقول است ، و مستحب است اين دعاى ندبه را در چهار عيد بخوانند ؛ يعنى جمعه ، عيد فطر ، عيد قربان و عيد
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 386
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٣٨٦