اللَّه عليهما - است كه بر حسب اسانيد روايات كتاب امالى شيخ ابىعلى طوسى ، شيخ مفيد از او بسيار روايت كرده و براى او طلب رحمت نموده است ، و محدّث نورى ، در خاتمه " مستدرك " ، او را چهل و دومين شيخ از مشايخ شيخ مفيد شمرده ، و وثاقت و جلالت قدر او را گواهى فرموده است ، و اين شيخ جليل نيز صريحاً به استحباب خواندن اين دعا فتوا داده است .
اگر گفته شود : صاحب كتب رجال ، محمّد بن حسين بزوفرى را مجهول الحال دانستهاند .
جواب اين است كه : چنانچه تحقيق آن شد ، ايشان معلوم الحال و از مشايخ شيخ مفيد بوده ، و آن مرد بزرگ از او بسيار روايت كرده « 1 » و براى او طلب رحمت نموده است ، چنانچه محمّد بن المشهدى و " سيد " در حقّ او « رضى اللَّه عنه » فرمودهاند .
اگر كسى بگويد : محمّد بن الحسين بزوفرى در عصر ائمه نبوده تا از امام اين دعا را اخذ كرده باشد ، و معلوم نيست از چه كسى و از كجا اين دعا را گرفته است ؟
جواب مىدهيم : مگر كسى گفته است : محمّد بن الحسين بن سفيان بزوفرى ، بدون واسطه اين دعا را از امام روايت كرده است ؟ مگر لازم است هركس روايتى را از امام روايت مىكند ، معاصر با ائمه باشد ؟ مگر نمىشود حديثى را با سند در كتاب خود روايت كرده باشد ، يا روايت معتبر و مسلّمى را با حذف سند به طور
هامش
( 1 ) . مرحوم استاد اعظم ، زعيم اكبر ، آيت اللَّه بروجردى قدس سره كه در علم رجال و حديث ، و معرفتطبقات و تميز مشتركات مانند ساير علوم اسلامى يگانه و بىنظير بود ، مىفرمود : يكى از طرق معرفت رجال ، شخصيت تلامذه و شاگردان آنها است كه وقتى شخصيتى مثل مفيد از كسى كثير الروايه باشد و قدحى هم در او نشده باشد ، اماره است بر آنكه او مورد وثوق و اعتماد بوده است .