به آن برسند ، چنانكه همان پيغمبر و امام مىتوانند مرتكب مخالفت خدا شوند ؛ ولى نمىشوند و چنانكه افراد عادى مىتوانند بعضى حركات را در انظار مردم بنمايند ؛ ولى يك حالى در آنها هست كه آن حركات را در ملأ عام و در خيابان انجام نمىدهند ، اگرچه در معرض گناه و ترك سير و كمال قرار گرفتن مردم عادى بيشتر باشد كه به حسب عادت ، مبتلا به معصيت شود ؛ ولى دستهء اوّل هم مسؤوليت بيشتر و سنگينتر دارند و « حَسَناتُ الْأَبْرارِ سَيّئاتُ الْمُقَرَّبِينَ » كار آنها را دشوارتر كرده است ، لذا از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت است كه فرمود :
« شَيَّبَتْنِي هُودُ وَأَخَواتُها الحآقَّةُ وَالْواقِعَةُ وَعَمَّ يَتَسآءَلُونَ وَهَلْ أَتيكَ حَدِيثُ الْغاشِيَةِ » ؛ « 1 »
« مرا سوره هود و سورههايى نظير آن مانند : الحاقه ، واقعه ، عمّ يتساءلون و هل اتيك حديث الغاشيه پير ساخت » .
و به هر حال اين ايرادها وارد نيست كه كسى بگويد : امام و پيغمبر اشرف از ديگران نيستند ؛ چون از كودكى مورد عناياتى بودهاند كه ديگران مشمول آن نبودهاند . يا اينكه بگويد : سلب اين مقامات و عنايات از آنها ، اثر كوشش و تلاش خودشان را در كمالاتى كه كسب كردهاند بيشتر نشان مىدهد ؛ زيرا واقعيات و عينيات ، امورى نيستند كه به طرح و ترجيح ما از آنچه واقع شده تغيير نمايند ، به هر حال در ميدان عرض وجود و پرسش و فرمانبرى خدا ، اختيار و غرايز مختلف از آنها سلب نمىشود و آنان هم مثل ديگران مكلف و بلكه تكليفشان دشوارتر و مسؤوليتهايشان به مراتب بزرگتر است .
رابعاً : چنانكه اشاره شد ، بحث در اين مسايل بىنتيجه است و از اين تجاوز
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، طبرسى ، ابتداى تفسير سوره هود .