« آنها اساس و پايهء دين و ستون ايمان و يقين هستند ، دور افتادگان از راه حقّ به آنان رجوع كرده و واماندگان به ايشان ملحق مىشوند و خصايص امامت در آن جمع و حق ايشان است و بس . و دربارهء آنان وصيت و ارث بردن ثابت است » .
و در ضمن يكى از نامههايى كه براى معاويه فرستاده ، مرقوم فرموده است :
« فَإِنَّا صَنائِعُ رَبّنَا وَالنَّاسُ بَعْدُ صَنائِعُ لَنا » ؛ « 1 »
« ما تربيت يافتگان پروردگارمان هستيم و مردم بعد از آن تربيت يافتهء ما هستند » .
خامساً : ممكن است تمام يا بعضى از اين عطيّات و افاضات به مناسبت عوالم قبل از اين عالم و پذيرشهايى باشد كه در آن عوالم غيب و ارواح ، از فرمان خدا و قبول اين موهبتها و امانات الهى داشتهاند ، چنانكه در حديث است كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله سؤال شد :
« بِأَيّ شَيْءٍ سَبَقَتِ الْأَنْبِيآءَ وَأَنْتَ بُعِثْتَ آخِرَهُمْ وَخاتِمَهُمْ ؟ فَقالَ : إِنّي كُنْتُ أَوَّلَ مَنْ آمَنَ بِرَبّي ، وَأَوَّلَ مَنْ أَجابَ حَيْثُ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيّينَ ، وَأَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبّكُمْ فَكُنْتُ أَنَا أَوَّلُ نَبِيّ قالَ بَلى فَسَبَقْتُهُمْ بِالْإِقْرارِ بِاللَّهِ عَزَّوَجَلَّ » ؛ « 2 »
« بعضى از مردم قريش به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كردند : به چه سبب رتبه شما از پيامبران ديگر پيش افتاده در صورتى كه در آخر و پايان آنها مبعوث گشتى ؟ فرمود : من نخستين كسى بودم كه به پروردگارم ايمان آوردم
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، بخش نامهها ، رقم 28 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 8 ، رقم 1 ؛ اصول كافى ، ترجمه مصطفوى ، ج 3 ، ص 16 .