تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
نمىكند كه بگوييم : ما بالفطره شرافت و كامل‌تر بودن نبات را بر جماد و حيوان را بر نبات و انسان را بر حيوان و عالم را بر جاهل مىدانيم ، چنان‌كه كامل‌تر بودن يك فرد نابغه را بر ديگران مىدانيم . اين حرف بىمعنى است كه كسى بگويد : نبات خود نبات نشده و جماد نمىتوانسته است نبات شود ، پس اين چه شرافت و فضيلتى است كه نبات بر جماد و انسان كامل و خوش فكر بر انسان كوتاه فكر دارد ؛ زيرا جوابش اين است كه : مىتوانى همين شرافتى را كه درك مىكنى ، انكار كن و بگو : حيوان از انسان اشرف است ، و شخص كم‌حافظه از آدمى كه در حافظه نابغه است ، افضل است . زيبايى و كمال اين عالم به همين اوضاع است . ما نبايد كُميت انديشه را در اين پرسش‌ها به كار اندازيم و خود را با عدم صلاحيت ، معترض معرفى كنيم . بايد زيبايى مجموع اين عالم را با اين اجزا و نقش هر يك را بررسى نماييم . بايد از اين مخلوقات متنوع استفاده كنيم ، در اين مسايل هم همين روش را بايد داشته باشيم . قابل انكار نيست وجود افراد ممتازى كه صلاحيت تلقى وحى و فوق‌العادگىهاى حيرت‌انگيز داشته كه حتى در كودكى در گهواره سخن گفته و حكمت يافته و به مقام نبوّت و امامت رسيده‌اند . وجود اين افراد نخبه و كانون نورانيت آنها و از هدايت و نعمت رهبرى آنها استفاده كنيم . از كارشان ، از گفتارشان ، از روش آنها سرمشق بگيريم و به صلاحيت و اختصاص آنها به رهبرى و اختصاص رهبرى به آنها معتقد باشيم و به فضيلتشان بر ديگران معترف باشيم . چنان‌كه اميرالمؤمنين عليه السلام در شأن آل محمّد عليهم السلام فرمود : « هُمْ أَسَاسُ الدّينِ وَعِمَادُ الْيَقِينِ ، إِلَيْهِمْ يَفِيءُ الْغالِي وَبِهِمْ يُلْحَقُ التّالِي وَلَهُمْ خَصآئِصُ حَقّ الْوِلَايَةِ وَفِيهِمْ الْوَصِيَّةُ وَالْوِراثَةُ » ؛ « 1 »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، خطبهء دوم .