( صورت انسانى ) كتابى است كه خداوند با دست خودش نوشته است » .
توجّه نمايند .
از سوى ديگر ، بعضى برعكس براى اينكه اين مقامات را ما فوق انسان تصور مىنمايند و انبيا و اوليا را بشر مىدانند و از بيم اينكه مبادا قبول اين درجات براى آنها غلو باشد ، حقايق مسلّم را انكار كرده و در فضايل و خصايصى كه به موجب تواريخ و احاديث معتبر و ادعيه و زيارات ائمه عليهم السلام ثابت است ، اظهار شك و ترديد مىنمايند .
انصاف اين است كه اين دو گروه هر دو در اشتباه افتاده و از جهل به مقامات انسانيت ، كه از آن جمله مقام امامت و ولايت و خليفة اللهى است ، در دو طرف افراط و تفريط واقع شدهاند .
گفته نشود : اختصاص برخى افراد ، به بعضى كمالات و مقامات و علوم لدنى و تصرف در عالم تكوين بر چه معيار است و چرا برخى مشرف به اين مقامات شده و بعضى از آن محروم هستند ؟
زيرا گفته مىشود :
اوّلًا : اين مسأله مربوط به قضا و قدر الهى است كه بشر نمىتواند به طور همه جانبه و فراگير از آن مطّلع شود ، و وقتى فعلى به خدا نسبت داده شود ، جاى چون و چرا نيست :
« لا يُسْئَلُ عَمّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْئَلُونَ » ؛ « 1 »
« او ( خدا ) هرچه مىكند بازخواست نشود ؛ ولى خلق از كردارشان بازخواست مىشوند » .
هامش
( 1 ) . سوره انبياء ، آيه 23 .