صاحب كمالات و مورد عنايات بيشتر بدانند ، با انسانيت آنها منافى است ؛ زيرا اين كمالات در ما فوق انسان قابل قبول است ، نه در انسان و انسان ما فوق .
ولى اين گمان صحيح نيست ، و منشأ آن ، جهل به كمالات انسان و مراتب انسانيت است . لذا بسا شخص ناآگاه فضيلتى را در كسى مىبيند و چون در انسانهاى متعارف يا آدمهايى كه در محيط خود ديده ، آنچنان فضيلت و كمال و شخصيت نديده و حدود كمالات انسان را هم بيشتر از آن تصور نمىكرده ، او را ما فوق انسان مىشمارد ؛ مثلًا عيسى بن مريم كه بدون پدر و به طور خارقالعاده متولد شده ، انسان است و انسان ما فوق ؛ ولى آدم جاهل او را ما فوق انسان گمان مىكند و پسر خدا مىشمارد .
همچنين اختصاص بعضى انسانها به وحى و علوم لدنّى و معجزات و كرامات و كمالات و ملكات عالى انسانى ، مثل رسول اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه طاهرين عليهم السلام موجب غلوّ بعضى در حقّ آنها شده كه گمان مىكنند اين مراتب و مقامات ، خارج از مرز انسانيت است ؛ ولى اگر مقام انسانيت را بشناسند و امكان وسيعى را كه انسان در ترقى و تعالى مادّى و معنوى و تقرب به درگاه الهى دارد ، مىشناختند ، انديشه غلوّ در آنها پيدا نمىشد و به جاى اين انديشهها سعى مىكردند كه خودشان نيز در اين آسمان آزادِ انسانيت به پرواز درآيند ، و به حديث شريف مروى از حضرت صادق عليه السلام كه در توصيف انسان مىفرمايد :
« الصُّورَةُ الْانْسانِيَّةُ هِيَ أَكْبَرُ حُجَّةِ اللَّهِ عَلى خَلْقِهِ وَهِيَ الْكِتابُ الَّذِي كَتَبَهُ اللَّهُ بِيَدِهِ » . « 1 »
« صورت انسانى بزرگترين حجت خداوند است بر مخلوقاتش و اين
هامش
( 1 ) . تفسير صافى ، سوره بقره ، ذيل آيهء « ذلك الكتاب . . . » .