امّا اگر اين قشر محروم كه اكثريت جامعه را تشكيل مىدهند ، از نظام اسلام آگاهى داشتند و مىدانستند كه اگر اين نظام صحيح و دقيق پياده شود ، هيچ نيازى به آن نظامها و شوراهاى آن ، چنانكه گروههاى چپگرا يا راستگرا عرضه مىدارند ، نيست ، و كارگر و كشاورز و زحمتكش و همه طبقات ، در صلح و صفا و شرافت و همبستگى ، در رفاه و برادرى زندگى كرده و از عدل اسلام برخوردار مىشوند ، همه به سوى اين نظام روى مىآورند .
چنانكه كارگران مسلمان و كشاورزان مسلمان ما كه الحمدللَّه آگاهانه عمل مىكنند ، به اين نكات توجّه دارند و لذا مىخواهند همه چيز و همه كارها طبق نظام اسلام و احكام حقوقى كه اسلام براى كارگر و كشاورز و كارمند و زحمتكش و مرد و زن قرار داده ، مرتب و منظم شود . بديهى است در اين مقاصد ، شوراهاى اسلامى نقش مؤثر و حساس و سازنده خواهند داشت و همكارى همگان را در پيشرفت امور فراهم خواهند كرد .
حاكميت ملّى
و امّا مسأله حاكميت ملّى ، اگر مقصود اين باشد كه غير از خدا هيچ ملّتى به عنوان يك ملّت برتر يا پيشرفتهتر و هيچ نظام و ابرقدرتى بر ملّت ديگر حاكميت ندارد ، بديهى است كه اين يك اصل انسانى و اسلامى است . هرچند در اين دنياى به اصطلاح متمدن ، با اينكه همه از احترام به حاكميت ملّتها گوشها را پر كردهاند ، اصل حاكميت ملّى مورد اعتنا نيست ، و ابرقدرتهاى شرق و غرب دست ستم و تجاوزشان ، هميشه به سوى ملّتهاى ضعيف دراز است . به هر صورت اين حاكميت اسلام است و نقض آن ، نقض قانون خدا و نقض كرامت و حقوق انسان ، و سوء استفاده از قدرت است . در قرآن مجيد با شديدترين تهديد ، اين گردنكشىها