كلّى آن معلوم است ، در چگونگى پياده كردن آن به شور و مشورت نياز مىافتد ، و چنان نيست كه كارگزاران و حكّام و عمّال نظام امامت ، با احتمال وجود رأىها و پيشنهادهاى بهتر در بين امّت ، بتوانند خودسرانه و مستبدانه تصميم بگيرند .
مسأله اكثريت
و امّا مسأله رأى اكثريت نيز به نحوى كه در زمان ما مطرح است ، اصولًا ملاك و معيار در اصل حكومت و تمام برنامهها و قوانين است ؛ علاوه بر معايب بسيارى كه دارد ، شرعى نيست . و اينگونه اكثريت كه در همه جا ملاك و معتبر باشد ، بر حسب آيات متعدد قرآن بىاعتبار است .
اسلام برترىجويى و گردنكشى و استبداد به رأى و خودسرى را به شدّت رد مىكند و حكومت بر اين اساس را باطل مىداند ، اگرچه مورد قبول اكثريت باشد .
و لذا بسيارى از مراسم و تشريفاتى كه در نظامهاى دموكراسى براى رؤساى حكومت دادهاند ، با اينكه اكثريت ؛ بلكه همه آن را قبول دارند ، از نظر اسلام مردود است ؛ چون نظام اسلام ، نظام :
« تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَوآءٍ بَيْنَنا وَبَيْنَكُمْ أَلّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً » ؛ « 1 »
« به سوى كلمهاى بياييد كه ميان ما و شما يكسان است كه جز خداى را نپرستيم و براى او شريكى قرار ندهيم » .
و نظام :
« هَوّنْ عَلَيْكَ فَإِنّي لَسْتُ بِمَلِكٍ إِنَّما أَنَا ابْنُ امْرَأَةٍ تَأْكُلُ الْقَدِيدَ » ؛ « 2 »
« بر خود آسان گير ( راحت باش ) كه من پادشاه نيستم جز اين نيست كه من
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 64 .
( 2 ) . حديث معروف نبوى ، سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 313 ، باب القديد .