فورد باشد ، نيازى به رهبرى انبيا و راهنمايى آنها و سيستم حكومت و زمامداراى نيست ، همانگونه كه در آنجاها اينگونه رژيمها بدون رهبرى انبيا برقرار شده و در جاهاى ديگر هم استقرار آن امكانپذير است و سير در عالم حيوانيت محض ، رهبرى و راهنمايى انسانى و معلّم شديد القواى الهى لازم ندارد ، و نيازى به حكومت انقلابى دينى نيست و لزومى ندارد كه اين رژيم رهبرى انقلابى پيشنهادى كنفرانس باندونگ از جانب خدا باشد ، و اگر غرض ، استقرار رژيم سالم و مطمئن و هدايت كننده و انسانى از جهت وسيله و شرط و نتيجه باشد ، جز در سايهء رهبرى معرفى شده از جانب خدا و برقرارى رژيم مستمرّ امامت امكانپذير نيست .
ثالثاً ، آيات و روايات و دلايلى كه رژيم ، امامت را تثبيت و توجيه مىنمايند ، همه دلالت بر يك دورهاى بودن اين رژيم و عدم انقراض آن دارند ؛ مانند حديث ثقلين و سخن صريح على عليه السلام در نهج البلاغه :
« اللَّهُمَّ بَلى لا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قآئِمٍ للَّهِ بِحُجَّةٍ إِمّا ظاهِراً مَشْهُوراً وَإِمّا خآئِفاً مَغْمُوراً . . . » ؛ « 1 »
« بارخدايا ! آرى ! زمين از كسى كه حجت را از سوى خدا برپاى دارد ، خالى نمىماند ؛ ظاهر و مشهور باشد ، يا خائف و پنهان » .
و روايات بسيار ديگر ، كه طبق اين احاديث و ادلهء ديگر ، زمين و جامعه بشرى خالى از اين نظام و وجود رهبر آن نخواهد ماند ؛ بلكه در احاديث است : اگر در روى زمين باقى نماند مگر دو نفر ، يكى از آنها از جانب خدا بر ديگرى حجّت و امام خواهد بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، صبحى صالح ، بخش حكم ، رقم 147 ( در ترجمه فيض الاسلام ، رقم 139 ) .
( 2 ) . رجوع شود به تعليقهء 4 .