كشاورزى ، خوراك و پوشاك و قرارگاهى به آنها مىدهند ، يا چنان او را آزاد مىسازند كه به اسم آزادى ، هر عمل ضد شرف و انسانيت را مرتكب شود . و براى ثروت اندوزى از هر جنايت و خيانت روى نگرداند . اين حكومتها دنيا را سرگردان و بشر را از زندگى نااميد و در امواج نگرانىها و خطرات و ناآرامى غرق ساخته است كه محصول آن تمدن منهاى انسانيت كنونى است .
امروزه با اين تحولات بزرگى كه پس از گذشت چهارده قرن از ظهور اسلام در دنيا واقع شده و مكتبهاى سياسى و اجتماعى گوناگون كه عرضه شده ، نواقص و معايب اين نظامها بيشتر ظاهر شده و معلوم گرديده است كه اينها دردهاى واقعى بشر را درمان نخواهند كرد و يگانه وسيله رفع اين ناآرامىها و دلهرهها و تبعيضات ، رفتن به پناه نظام الهى است . بنابراين حاجت به اين نظام هر روز محسوستر مىشود و ناكامىها و بىعدالتىها با اين نظام در حدى كه ممكن است پايان مىپذيرد .
يقيناً بشر پس از اينكه از اين نظامات مأيوس شده و همه را آزمايش كرد ، به سوى نظام امامت روى خواهد آورد ، نظامى كه نمونهء آن ، حكومت متواضع على و روش على ، و زندگى حقّپرستانهء على و عدالت و تقواى على ، سربازى على ، صراحت لهجه و شجاعت على ، كار و كوشش على ، پايدارى و فداكارى على عليه السلام است .
نظامى كه شرط رهبرى آن ، عصمت و صلاحيتى است كه هركس از جانب خدا و پيغمبر ، به رهبرى آن منصوب شد ، واجد اين صلاحيت است و بدون معرفى خدا و پيغمبر ، كشف و تشخيص آن با وسايل ديگر قابل اعتماد نبوده ؛ بلكه اكثراً خلاف واقع مىشود .
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 287
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٨٧