باشد معجزه دلالت دارد بر اينكه نصّ بر صاحب معجزه بوده است و به دست ما نرسيده است .
« قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام : لِأَيّ عِلَّةٍ أَعْطَى اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْبِيآئَهُ وَرُسُلَهُ وَأَعْطاكُمُ الْمُعْجَزَةَ ؟ فَقالَ : لِيَكُونَ دَلِيلًا عَلى صِدْقِ مَنْ أَتى بِهِ ، وَالْمُعْجَزَةُ عَلامةٌ للَّهِ لا يُعْطِيها إِلّا أَنْبِيائَهُ وَرُسُلَهُ وَحُجَجَهُ لِيَعْرِفَ بِهِ صِدْقَ الصّادِقِ مِنْ كِذْبِ الْكاذِبِ » ؛ « 1 »
« به حضرت صادق عليه السلام عرض كردم : به چه علتى خداوند متعال به پيغمبران و فرستادگانش و به شما معجزه عطا كرد ؟ فرمود : براى اينكه دليل باشد بر راستگويى كسى كه آن را آورده است و معجزه علامتى است ( نشانى است ) از براى خدا ، عطا نمىفرمايد آن را مگر به انبيا و رسولان و حجتهاى خودش تا به وسيله آن راستى راستگو از دروغ دروغگو شناخته شود » .
سوم : از راههاى شناخت امام ، اخلاق و كردار و روش و رفتار و وضع زندگى و صادرات علمى است ، براى آنان كه اهليت تشخيص را داشته باشند و بتوانند از اخلاق و اقبال و معاشر و سلوك و گفتار و سخنرانىها و برخوردهاى گوناگون ، صاحب اين مقام را بشناسند ، مثلًا در اثر مطالعه دقيق و عميق در زندگى مولاى متقيان و سرور اوليا ، حضرت على عليه السلام و خطبههاى آن حضرت در معارف و الهيات و عدالت و زهد و شجاعت و فداكارى در راه حقّ و ساير ابعاد شخصيت بزرگ و وسيع آن حضرت ، اهل بينش و آگاهى و دانش ، امامت او را بر همه اصحاب و همه مسلمين تصديق مىنمايند ، همچنين در زندگى ساير امامان عليهم السلام اين معنى كاملًا حاصل است .
هامش
( 1 ) . علل الشرايع ، ج 1 ، ص 122 ، باب 100 .