و پيامبر را به رسالتش ؛ يعنى چگونگى دعوت و شريعتش بشناسيد و اولى الامر را به امر به معروف و عدل و احسان بشناسيد ؛ يعنى از عمل و سيره و رفتار و كردارشان بشناسيد .
احتمال سوم اين است كه : خدا را بشناسيد به خدا ؛ يعنى به كارها و افعال او و به آيات او كه در آفاق و انفس است ؛ چون اگرچه فعل و آنچه از آن حاصل مىشود ، غير فاعل است ؛ امّا چون فاعل فعل و آفريننده آيت او است ، از اين جهت وقتى خدا را به افعال و آثارش بشناسيم ، به خدا شناختهايم و به چيز ديگر نشناختهايم ؛ چون چيز ديگرى غير از آثار خدا و آيات او امكان وجود ندارد . پيغمبر را بشناسيد به رسالتش ؛ يعنى كارهاى پيامبرانه و اعمال و روشش را در انجام وظيفه رسالت ملاحظه كنيد . و اولوا الامر را نيز به كارهايشان در واداشتن مردم به كارهاى نيك و عدالت و احسانشان بشناسيد .
و فرق بين احتمال اوّل و دو احتمال ديگر اين است كه : احتمال اوّل راجع به اين است كه خدا و پيغمبر و اولوا الامر را به چه اوصاف و شؤونى بايد شناخت و چگونه بايد معرفى تحصيل كرد ؟ امّا احتمال دوم و سوم مبنى بر اين است كه خدا و پيغمبر و امام را به همان شؤون و اوصافى كه دارند از چه راهى بايد شناخت .
بنابراين اگر مفاد حديث شريف اين باشد كه اولى الامر را بايد دارا و واجد اين صفات شناخت ، وجود اين صفات به طور مطلق و كامل در شخصى با ادّعاى مقام امامت دليل بر صدق ادعاى او مىباشد .
بنابراين ، بايد توجّه داشت كه راه براى عموم همان نصّ و معجزه است و چنانكه بعضى - مثل مرحوم آيت اللَّه پدرم - فرمودهاند ، راه سوم راه خواصّ و اشخاص بسيار آگاه و متوجّه به جوانب و اطراف امور و متفطّن است و چون احاطه كامل بر اخلاق و كردار اشخاص امكانپذير نيست ، و نظرها در حكايت
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 252
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٥٢