تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
است كه به امر الهى انجام مىشود و استناد آن به خدا نيز مثل بسيارى از افعال ملائكه به خدا صحيح است ؛ چون به امر خدا انجام مىدهند ، و مترتّب و متفرّع بر آن مطلب ، نصّ هر امام بر امامت امام بعد از خودش است . اعتبار و دلالت نصّ بر امامت ، يك امر بسيار منطقى و عرفى و خردپسند است كه با توجّه به بحث‌هاى گذشته كه گفتيم ، حاكميت مخصوص اللَّه است و صاحب اختيار حقيقى ، همه و هر چيز و هر شأنى از شؤون خلق است ، كاملًا واضح مىشود ؛ زيرا تصرّف هركس در آنچه مربوط به او است و تعيين هرگونه قرار و برنامه راجع به آن معتبر است و اين امر نظير اعتبار اقرارهاى مردم نسبت به نفس يا مال خودشان مىباشد كه به غير از طريق خودشان شناخته نمىشود و كسى در آن حقّ ، چون و چرا گفتن نمىتواند بكند . بنابراين در اعتبار بر اين راه جاى هيچ‌گونه خدشه و ترديدى نيست ، هرچند در " منصوص عليه " ؛ كسى كه نصّ بر او شده باشد ، اختلاف انظار پيش بيايد . دوم : از راه‌هاى معرفت امام معجزه است ، كه ظهور آن به دست كسى كه مدّعى امامت باشد ، دليل بر صدق ادعاى او است . يا به بيان بعض بزرگان ، دليل بر نصّ و نصب او از جانب خدا است ؛ « 1 » زيرا در اين مسأله دو نظر است : يكى اينكه : معجزه مستقلًا دليل بر امامت است و ديگرى اينكه : دليل اصلى ، نصب و نصّ پيغمبر يا امام سابق است ، و معجزه دليل بر نصب است كه اگر نصّ مفقود باشد و معجزه
هامش
( 1 ) . بعضى اصطلاحاً معجزه را بر خرق عادتى كه از پيغمبر در مقام تحدّى و هنگامى كه قوم ، طلب آيت و علامت بر راستى و صدق مدعى پيغمبرى بخواهند ، اطلاق مىنمايند و به خوارق عاداتى كه از پيغمبر پيش از مبعوث شدن به دعوت صادر شود ، هرچند دليل بر نبوّت او شمرده مىشود ، " ارهاص و ارهاصات " مىگويند و خوارق عادات صادر از ائمه عليهم السلام را معجزه اطلاق مىنمايند ، و خوارق عادات صادر از ديگران را " كرامت " مىگويند .