تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
نبود ، دعا در مرتبه‌اى بسيار نازل و از درخواست حاجت‌هاى مادّى تجاوز نمىكرد و حتى با نيايش‌ها كه با شؤون ربوبى مناسب نبود ، و خلاف ادب و حاكى از نقص معرفت بود ؛ لذا در اين موضوع دلالت‌هاى ائمه عليهم السلام و دعاهايى كه از ايشان رسيده است ، به قدرى دستگيرى از بشر نموده است كه بسا يك جمله از آن دعاها به قدرى نورانيت مىبخشد و افق بينش انسان را وسيع مىسازد و به قدرى انسان را از لذايذ معنوى بهره‌مند مىكند كه آفتاب جهان‌تاب ، ديد ظاهرى او را آن‌چنان وسيع نمىسازد ، و تمام لذايذ مادّى را نمىتوان با لذتى كه از خواندن و يا شنيدن يك جمله از آن دعاها حاصل مىشود ، برابر گرفت كه اگر خارج از حدود اين رساله نمىشد ، برخى از اين دعاها را كه پروازهاى بلند به روح انسان مىدهد و او را در بلندترين قلّه‌هاى مقام انسانيت مىنشاند ، در اينجا يادآور مىشديم تا معلوم شود كه اين همه سفارش راجع به معرفت امام بىجهت نيست . و سومين توضيح و توجيهى كه براى اين احاديث مىنماييم اين است كه عمده فايده معرفت خدا و اثر آن در اعمال انسان ظاهر مىشود و از ميزان الزام او به اطاعت الهى و تسليم و فرمان‌برى او از دستورات خدا ظاهر مىشود ، و مظهر كامل آن ، اطاعت از خليفة اللَّه است كه توقف بر معرفت او دارد و خود معرفت او نيز اطاعت خدا است . سير عرفانى انسان به اطاعت كامل از اوامر و نواهى الهى ، و تسليم خالص در برابر فرمان او منتهى مىشود ، چنان‌كه عبد خود را نبيند و مانند حضرت ابراهيم عليه السلام اگر مأمور به ذبح فرزند شد ، بىچون و چرا فرمان‌پذير گردد و مانند اسماعيل ذبيح - على نبينا و آله و عليه السلام - كه وقتى پدرش فرمان الهى را در ذبح او به وى ابلاغ كرد ، بدون پرسش و بدون تأمّل گفت :