تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
نظر اكثريت هم ، نمىتوان فرد متخلف را - چنان‌كه در نظامات دينى قابل نكوهش است - نكوهش كرد ؛ بلكه حكم به كيفر و نكوهش ، يك امر قراردادى است كه اكثريت به ملاحظه مصالح خودش ، خود را متعهّد مىداند كه به آن عمل كند و به اقلّيت هم كه آن را خلاف مصلحت خودش و بلكه اكثريت مىداند ، تحميل مىكند و خلاصه اين نظام نيز بر اساس اينكه حقّ با زور است ، هرچند زور اكثريت باشد ، ارتباط پيدا مىكند . و اشكال ديگر كلّ اين نظام‌هايى كه بر اساس ايدئولوژىهاى مثبت و ايمانى « 1 » نباشد ، اين است كه پشتوانه معنوى كه موجب تعهد نفسى و پيش خود شود ،
هامش
( 1 ) . مبانى عقيدتى و ايدئولوژى بر دو نوع مىباشد : مبانى مثبت و ايمانى ، و مبانى منفىو سلبى . و به عبارت ديگر : ايدئولوژى معنوى و ايدئولوژى مادّى . ايدئولوژىهاى مادّى سلبى ، همه چيز عين عالم مادّى است و ماوراى آن چيزى نيست و هرچه هست مظاهر مادّه و تغييرات و تبادلاتى است كه در آن ظاهر مىشود . اين‌گونه ايدئولوژى ، جز نفى و سلب مفهومى ندارد ؛ زيرا جهان ماده و مظاهر مختلف و تغييراتى كه در آن ظاهر مىشود ، قابل انكار نيست . و وجود عالم مادى در مقابل قائلين به عالم غيب ايدئولوژى نيست ؛ بلكه ايدئولوژى يك فرد مادّى اين است كه هرچه هست همين ماده است و ماوراء آن چيز ديگر نيست ، و همين است كه مادّى نمىتواند آن را اثبات كند و نمىتواند به عنوان ايدئولوژى آن را عرضه بدارد . وجود جهانى مادى ثابت است و كسى را در آن حرفى نيست و در نفى و اثبات آن اختلافى نمىباشد كه قائل به وجود آن ، آن را ايدئولوژى خود بداند . آنچه مورد اختلاف است انحصار عالم وجود و هستى به عالم ماده و نفى عالم غيب است كه مادّى بر آن اصرار دارد و موحد و خداپرست آن را ردّ مىكند و به عالم غيب نيز معتقد است . بنابراين اوّلًا : ايدئولوژى مادّى كه انكار عالم غيب باشد ، قابل اثبات نيست تا بتوان آن را زيربنا قرار داد و بر اساس آن نظام و قانون پيشنهاد كرد . ثانياً : نفى و سلب چون چيزى نيست ، بر فرض اثبات هم زيربنا نمىشود ، و اگر بگويند : زيربنا عقيده به انحصار وجود به عالم مادّى است ، مىگوييم : اين عقيده در انسان هيچ‌گونه تعهدى نمىآورد و براى خود عالم مادّى به اين تفسير احترامى نمىتوان ثابت كرد تا چه رسد براى عقيده به آن .