تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
« يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ » ؛ « 1 » « ( اكثر مردم ) به امور ظاهرى زندگى دنيا آگاهند و از عالم آخرت به كلى بىخبرند » . و يا اگر به مبدأ و عالم غيب و حتى رسالات آسمانى معتقدند ، مسايل دنيا و خصوص اين‌گونه امور را به آن مرتبط نمىدانند و بشر را در اين امور مستقل و به خود واگذار مىشمارند و به اصطلاح ، روحانيت را از سياست ، و دين را از دنيا جدا مىدانند . و خلاصه به هيچ گونه ترتيب و الزام دينى در اين امور معتقد نمىباشند . دوم : در محيط اسلامى كه همه چيز و همه راه و روش‌ها با جهان‌بينى اسلامى بررسى مىشود و اسلام را از هر كمبود و كوتاهى و نقص منزّه مىداند و سياست و حكومت را از اسلام جدا نمىسازد و اسلام را فراگير همه مسايل زندگى بشر مىشناسد ، در چنين جوّى بايد نظام حكومت را از كتاب و سنّت و تعاليم اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله كه عدل قرآن مجيدند و تمسّك به آنها امان از ضلالت است ، گرفت . بنابراين ما برحسب هريك از اين دو جوّ ، بررسى را جداگانه آغاز مىكنيم و اول شكل مديريت را در محيطهاى الحادى و آن محيطهاى ايمانى كه دين را از دنيا ، و سياست را از ديانت و روحانيت جدا مىدانند ، بررسى كرده و با صاحبان اين افكار به مباحثه مىنشينيم . در اين محيط مىگوييم : ايدئولوژى و مبانى عقيدتى و فكرى ما كه به اصطلاح زيربنا است با شما فرق جوهرى و بنيادى دارد . مىگوييم : انسان خودش مالك خودش و مالك جانداران و اشياى ديگر هرچه باشند ، نمىباشد و خدا مالك همه و صاحب اختيار همه است و بر همه چيز و همه امور ولايت دارد و مديريت
هامش
( 1 ) . سوره روم ، آيه 7 .