و عادل اداره شود كه جريان امور را بر سير منطقى و متناسب قرار دهد و بين اعضا همكارى ايجاد كند ، بدون اينكه خودش را بر سايرين تحميل نمايد يا آنها را در مسير غير مناسب و خارج از صلاحيتشان وارد كند . واضح است هرچه اين نقشه بيشتر عملى شود و هرچه مديريت از آگاهى لازم و بيشتر برخوردار باشد ، اغراض صحيح انسانى بيشتر تأمين مىگردد ، و مشابهت نظام سياست و اداره و تشريع به نظام تكوين بيشتر مىشود .
شكل مديريت
ظاهراً در اصل لزوم مديريت ، اختلاف قابل توجّهى وجود ندارد و تقريباً مورد اتفاق همگان است . آنچه مورد اختلاف و محل نظر و نزاع بوده و هست ، شكل مديريت است ، و اينكه چگونه و به چه شكل و برنامه ، اغراض و مقاصدى كه بشر از مديريت دارد ، تأمين مىگردد . بديهى است كه در اين نقطه حسّاسيت و اهمّيت مسأله مديريت و اختلاف آرا و برنامهها ظاهر مىشود و اغراض سياسى و جاه طلبى نيز نقش مهمى را ايفا مىنمايند و برحسب مبانى و جهان بينىهاى مختلف ، نظرات مختلف اظهار مىشود ، كه مجال شرح و بسط و تفصيل شكلها و صورتهايى كه تاكنون عرضه شده يا در خارج وجود پيدا كرده در اين رساله نيست ، و به طور فشرده و اختصار مىگوييم : در اينجا در دو محيط و دو جوّ مىتوان سخن گفت :
نخست : در محيط كسانى كه يا اصلًا به مبدأ و عالم غيب اعتقاد ندارند و در تاريكىهاى الحاد متحيّر و سرگردان هستند و اگر خيلى ترقّى فكرى و علمى داشته باشند ، بيش از حدّى كه در قرآن آمده است ، نيست :