تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

تعليقه سوم

مقصود ما از جامعه بىامتياز توحيدى ، جامعه‌اى است كه افراد در برابر حقّ و قانون مساوى و برابر باشند ، و قانون نسبت به همه ، از مرد و زن ، كوچك و بزرگ ، توانگر و نيازمند ، عالم و جاهل ، سياه و سفيد ، يكسان اجرا شود ، و تفاوت‌هاى طبقاتى موجب نشود كه قانون در حقّ بعضى اجرا شود ، و در حقّ بعضى ديگر اجرا نشود . و يا هر يك از اين تفاوت‌ها كه به صلاحيت افراد ارتباط ندارد ، موجب شود كه براى بعضى به علّت اين تفاوت‌ها امتيازى قائل شوند و مثلًا آنها را در كارها بيشتر مداخله بدهند يا بيشتر احترام كنند . بديهى است اين حرف‌ها در اسلام نيست ، و حتى در احاديث است كه : « من تواضع لغنىّ لغناه ذهب ثلثا دينه » ؛ « هر كس براى توانگرى براى توانگرىاش فروتنى كند ، دو ثلث دين او مىرود » . امّا نظام بىطبقه توحيدى كه بعضى چپ گرايان و گرايش مندان به ماركسيسم و اصالت اقتصاد ، آن را شعار خود ساخته‌اند ، و با كلمه " نظام بىطبقه توحيدى " ساده‌دلان مسلمان را مىفريبند و دعوت شعار خود را اسلامى جلوه مىدهند ، با برنامه‌هاى اسلام و آيات قرآن مجيد و احاديث شريف سازگار نيست ، و وقوع آن در