كه بسيار دل چسب و توحيدى است ، استفاده مىكنند . و مىگويند : همه چيز يا زمين ، ملك خدا است و خدا مالك زمين است . بنابراين زمين ملك كسى نخواهد شد و تملّك نمىگردد و قابل نقل و انتقال نيست ؛ چون ملك خدا است و خدا هم آن را به كسى نفروخته و نخواهد فروخت . رواياتى هم كه مىگويند : ملك امام است ، مقصود از آن حكومت اسلام است . بنابراين ملك كسى نيست .
« مَنْ أَحْيى أَرْضاً مَيْتَةً فَهِيَ لَهُ » ؛
« هركس زمين مردهاى را زنده كند ، مال او است » .
هم اذن است و اخبار از سببيت احيا براى ملكيت ، يا امضاى سببيت آن ، كه پيش از اسلام هم بوده است ، نيست و انشاى ملكيت براى محيى و احيا كننده هم نيست ؛ بلكه فقط اذن در آباد كردن و احيا و انشا و حق انتفاع است ، به نحوى كه ديگرى نتواند مزاحم او شود ، و او در انتفاع و معمور نگه داشتن آن اولى از غير باشد و آن را هم حكومت مىتواند لغو نمايد . و فرقى نمىكند كه مالك ، شخص احيا كننده باشد يا وارث او ، يا كسى كه آن را از او خريده باشد . و بالاخره با اين بينش ، همه آيات و احاديث شريفه اخبارى را كه دلالت بر ملكيت دارند ، و قواعد فقهى را در ابواب مختلف فقه تأويل نمايند يا بدون مقيّد و مخصّص ، مقيَّد و مخصَّص سازد .
ما در اينجا راجع به مسائل و قواعد متعدد فقهى و نظامات مالى و اقتصادى كه به ابواب مختلف فقه مثل : بيع ، اجاره ، مزارعه ، ارث ، وقف ، غصب ، احياى موات ، حيازت مباحات و اقسام اراضى و غير اينها ارتباط پيدا مىكند ، قصد مباحثه و اظهار نظر نداريم . فقط براى اينكه در اينجا اوّلًا : سخن ما از مالكيت مطلقه خدا ، براى بعضى اين توهم را پيش نياورد كه مالكيت ديگران مفهومى ندارد . و ثانياً : مفهوم اين شعار ( خدا مالكى ) را روشن سازيم تا از آن سوء استفاده ننمايند ، و معلوم باشد كه
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 167
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٦٧