تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
و كلام و فِرق مسلمين و اسرار افتراق آنها مراجعه نمايد ، تصديق مىكند كه هيچ يك از نظاماتى كه بعد از پيغمبر صلى الله عليه و آله عهده‌دار امور مسلمين شدند ، اين خصيصه را كه شرعيت آنها را بتواند به وحى و تنصيص رسول خدا صلى الله عليه و آله مستند دانست ، نداشتند ؛ هرچند بعد از وقوع ، ديگران خواستند براى مشروعيت آن دلايلى بسازند ، اين تلاش‌ها جاىگير نشد كه حتى در مثل زمان - كه جهان اسلام به ضررهاى جدا بودن دين از سياست پى برده و آماده اين مىشود كه دين را در همه نواحى زندگى سياسى و اجتماعى و اخلاقى و اقتصادى و فرهنگى و غيرها حكومت دهد - افرادى چون " عبدالكريم خطيب " كه از نويسندگان معروف اهل سنّت و صاحب آثار و تأليفات متعدد است ، در ضمن بررسىهاى خود راجع به خلافت و امامت ، نظام‌هاى گوناگونى را كه در عالم اسلام به وسيله افراد و مكتب‌هاى معارض با اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله حكومت يافت ، بررسى كرده و دلايل شرعى بودن آنها را تحت دقت و مطالعه قرار داده و به اين نتيجه مىرسد كه براى مسأله امامت و خلافت ، در اسلام طرح و پيشنهادى نيست و به خود مردم واگذار شده و در اين مسأله دين از سياست جدا است ! و در واقع نظر مىدهد ؛ رژيم‌هايى كه بر امور مسلمين در طول چهارده قرن مستولى شده و از اين به بعد روى كار بيايند ، بايد به واسطه خود مردم انتخاب شوند . نظر ديگر اهل سنّت اين است كه : هركس مسلّط شد و زمام امور را به دست گرفت ، بايد از او اطاعت كرد ، كه در حقيقت نظر به شرايط و صفات حاكم و عدالت و فسق او نيست ؛ بلكه اوامرى كه در كتاب و سنّت راجع به اطاعت از والى و حاكم وارد شده است ، نظر به مطلق حكّام دارد . و اين نظر مطابق است با روشى كه تقريباً در طول چهارده قرن بر مسلمين حكومت داشت . ما در اين مقاله ، در مقام بررسى نظرات و ردّ آنها نيستيم . فقط اين نكته را تذكّر