و بىاصل است و غير از جهت سياسى منشأ ديگرى ندارد ، از اين جهت اين افراد نيز با شيعه همصدا شده و فتح باب اجتهاد را در هر عصر اعلان كردهاند .
5 . مقام مرجعيت شيعه ، انتصابى نيست . اين نيز يكى از امتيازات حوزههاى علمى و روحانيت شيعه است كه مرجع هر عصر خواه واحد باشد يا متعدد به انتصاب حكومت نيست و اين تكليف فرد فرد ملت شيعه است كه رهبر واجد صلاحيت را بشناسند و به او مراجعه نمايند . فرمان مرجعيت براى احدى از جانب دستگاههاى دولتى ، نظامهاى حاكم و تبليغات راديو و تلويزيون صادر نمىشود و اگر هم بر فرض صادر شود هيچ اعتبار شرعى ندارد و كسى به آن ترتيب اثر نمىدهد .
در حال حاضر شايد بزرگترين مقام مذهبى اهل سنت ، رياست « جامعالازهر » مصر باشد اما اين رياست و مقام در اختيار رئيس قوهء نظامى آنجاست ؛ آن زمان كه پادشاهى بود ، با پادشاه و امروز كه به اصطلاح جمهورى است با رئيس جمهور است . از اين رو با تغيير سياستها و گرايشهايى كه حكومت به شرق يا غرب پيدا مىكند و با تغيير رئيس جمهور ، اين مقام هم دستخوش تغيير مىگردد و همان مقامى كه ديروز عليه اسراييل صهيونيزم و براى سوق دادن ملت به سوى جهاد با اسراييل فتواهاى حادّ مىداد امروز آن فتواها را ندارد ، و يا بالعكس فتوا مىدهد .
ناگفته نماند كه انتصاب رئيس جامع الازهر هم تحميل و بدعتى بود كه انگليسىها هنگام تسلط خود بر مصر به وجود آوردند و براى اينكه در داخل كشور ، يك نظام مخالف موضع رژيم دست نشاندهء آنها و متكى بر افكار ملت نباشد ، به هر ترتيبى كه بود اين مقام را انتصابى كردند كه البته با طبع مذهب اهل تسنن نيز ناسازگار نبود .
در شيعه ، تشخيص مرجع با خود افراد است و از اين رو در يك زمان ، مراجع متعدد وجود دارد ؛ زيرا به واسطهء وجود افراد متعدد همطراز ، نتيجهء تحقيقات ، همه را واجد اين
سير حوزه هاى علمى شيعه (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٩٨