كنند كه هر كس را بخواهند بر آنها رئيس گمارده و هر كس را خواستند عزل نمايند .
اما از آنجا كه اصل اين نظام با اساس تشيع مخالف بود ، سازمان اوقاف با مخالفت تند مراجع و مردم مسلمان رو به رو شد و اعمال و كارهاى او همه غير مشروع اعلام گرديد و به صورت يك سازمان ضد مذهب و اسلام و خدمتگزار استعمار معرفى شد ؛ زيرا قبول اين فكر كه روحانيت و مظاهر اسلامى و دينى ، حكومتى و دستگاهى باشند و علما و مجتهدين ناچار به تبعيت از برنامههايى خارج از آنچه رسالت شرع به عهده آنها گذارده است باشند ، براى هيچ شيعهء متعهد و مؤمن ، امكانپذير نيست ؛ از اين رو سازمان اوقاف نيز از عواملى كه با رفتارها و خيانتهايى كه مرتكب گشت ، و حيف و ميلهايى كه از اوقاف نمود چهرهء زشت و ضد اسلامى رژيم را آشكارتر كرد و على رغم آن تلاشها ، روحانيت همچنان مستقل بر جاى ماند و حزب كذايى رستاخيز را به طور صريح و اكيد ممنوع كرد و چنان روى پاى خود ايستاد كه توانست چنين انقلاب عظيمى را ، كه در واقع عليه بزرگترين قدرتهاى دنيا و صهيونيسم بين المللى ايستاده و مخالف منافع شرق و غرب است ، به وجود آورد و سياستمداران استعمار پيشه و دشمنان مكتب حق و عدالت اسلام را در بيم و هراس بيندازد .
حاصل كلام اين است كه اين نفوذ ناپذيرى روحانيت از خارج و اينكه تشخيص و تعيين مرجع ، طبق موازينِ معلوم ، با خود افراد است ، از امتيازات بزرگ روحانيت
شيعه بوده و از مواهبى است كه همواره روحانيت را در مسير صحيح نگاهدارى كرده است .
در خاتمه ، اميد است اين توضيحات اندكى كه داده شد براى جنابعالى و كسانى كه بخواهند از حوزههاى شيعى و مذهب تشيع ، اطلاعاتى كسب نمايند ، راهگشا باشد و چون با عدم فرصت و استعجال و عدم مراجعه ، جز در چند مورد و اينكه فرصت پاكنويس
سير حوزه هاى علمى شيعه (فارسى) — صفحة 100
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص١٠٠