آنها بىاعتنا باشد .
من اصبح ولايهتم بامور المسلمين فليس بمسلم « 1 »
پس اين يك حرف كفرآميز است كه كسى بگويد :
اسلام و دين از دنيا جداست و مساوى با اين است كه دو ثلث يا بيشتر برنامههاى اسلام - العياذ باللّه - زايد و لغو است يا مساوى با انكار اين مقدار از احكام مسلّم اسلام است . اين سخن كفر صريحى است كه اگر كسى با توجه آن را بگويد نمىتوان او را مسلمان شمرد .
اسلام ، دين سياست ، عبادت ، قانون زندگى ، عمران و همه چيز است و اين سخن كه دين از سياست يا روحانيت از سياست جداست اگر با مزاج اديانى مانند مسيحيتى كه فعلًا مسيحىها پذيرفتهاند سازگار باشد ، با اصول اسلام و نصوص قرآن مجيد ، مخالف است . بلى ! اگر غرض از سياست ، حيله ، تزوير و خيانت باشد ، آن به طور قطع رذيلهاى است كه هر مسلمان بايد از آن پرهيز كند .
3 . اگر چه در ضمن مطالب گذشته ، مشخص شد كه يكى از امتيازات مهم حوزههاى علمى و رهبرى شيعه اين است كه تحت نظر حكومتهاى جور نيست و آنها را واجب الاطاعه نمىداند ، در اينجا نيز خصوصاً تصريح مىشود كه روحانيت و جامعهء علمى شيعه ، استقلال دارد و از دو جهت ، بحث و بررسى و تأليف و تصنيف را در محيطى آزاد انجام مىدهد :
اول اينكه : حكومتهاى جور ، مانند حكومتهاى بنىاميه و بنى عباس را - كه روشهاى ضد اسلامى را در حكومت تجديد كرده و از استعباد اكاسرهء ايران و قياصرة روم تبعيت كرده ؛ بلكه از آنها هم پيش افتادند - واجب الاطاعه نمىداند ، و آنها را به
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 163 .Seire huzehaye elmie shiitevby : Ayatuollah saafi gulpaygani introduction andadditions : Naser Baqheri Bidhendi