صلاحيت معرفى مىنمايد كه اين هم فوايدى دارد و اگر كسى تاريخ مرجعيت شيعه را مطالعه كند مىبيند كه اين انتخاب و تشخيص ، هميشه درست از آب در آمده و هرگز مثل انتخاب رئيس جمهور فلان مملكت نبوده است كه با وجود صدها افراد لايقتر ، فردى با سازشهاى پنهانى انتخاب شده باشد .
به طور مثال در عصر ميرزاى شيرازى ، به غير از ميرزاى رشتى يا حاج سيد حسين آقا كوه كمرى رحمة الله عليهم كسى با او همطراز نبوده است و اگر ميرزا مرجع مشهور گرديد يا بر همطرازان خود مقدم بود يا اينكه برابر با آنها شمرده مىشد در عصر شيخ انصارى و در عصر مرحوم سيد ابوالحسن اصفهانى و در عصر مرحوم آيت الله بروجردى و در تمام اعصار شيعه ، اتفاق نيفتاده است كه يك نفر با عدم صلاحيت علمى و عملى به مقام مرجعيت نايل شده باشد .
و اين نظام ، نظامى است كه مختص به شيعه و نظام انتخاب اصلح و اعلم است و در نظام تشيع ، تغيير و تحول آن ، ممكن نيست و از اين رو حكومتها هرچه خواستند در اين نظام تصرف نمايند ، نتوانستند ؛ زيرا مسئله با عقيده و وجدان مردم و اينكه مىخواهند در برابر خدا مسئول نباشند ارتباط دارد .
در اين چند سال اخير كه رژيم منحوس پهلوى ، سازمان كثيف اوقاف را در ايران ساخت غرض همين بود كه امور دين ، مذهب ، مساجد ، مدارس ، حوزههاى علمى ، مجالس تبليغى ، موقوفات ، برنامههاى حج و زيارت و همه چيز ، حتى تأليف كتابهاى مذهبى را دولتى و تحت نظارت استعمار قرار داده و از محدودة نفوذ روحانيت خارج نمايند و در واقع سازمان امنيت را ناظر بر آن سازند و طلاب را هم مانند طبقات ديگر به تعظيم مقامات وادار كنند و مدارس دينى را به وضعى كه دانشگاهها را گرفتار ساختند ، گرفتار
سير حوزه هاى علمى شيعه (فارسى) — صفحة 99
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٩٩