غلام و شاه
شنيدستم سر و سالار ابرار
حسين بن على سلطان احرار
يكى باغ وسيع و دلگشا داشت
غلامى باغبان و با وفا داشت
كه اسمش همچو رسمش بود « صافى »
غلام او هزاران بُشر حافى
غلام شاه بود و پادشه بود
فراتر شأن او از مهر و مه بود
سگى نيز اندر آنجا پاسبان بود
غلام او را به احسان مهربان بود