اربعين شهيدان
اربعين است و دل از سوگ شهيدان خون است
هر كه را مىنگرم غمزده و محزون است
زينب از شام بلا آمده يا آنكه رباب
كز غم اصغر بىشير ، دلش پرخون است
يا كه ليلى به سر قبر پسر آمده است
كاشكش از ديده روان همچو شط جيحون است
مادر قاسم ناكام كه مىنالد زار
بهر آن طلعت زيبا و قد موزون است
در ره كوفه و در شام و سرا ظلم يزيد
كس نپرسيد ز سجّاد كه حالت چون است
دختر شير خدا ناطقهء آل رسول