تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفتاب مشرقين (دفتر شعر عاشورايى) (فارسى) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦

اربعين شهيدان

اربعين است و دل از سوگ شهيدان خون است هر كه را مىنگرم غمزده و محزون است زينب از شام بلا آمده يا آنكه رباب كز غم اصغر بىشير ، دلش پرخون است يا كه ليلى به سر قبر پسر آمده است كاشكش از ديده روان همچو شط جيحون است مادر قاسم ناكام كه مىنالد زار بهر آن طلعت زيبا و قد موزون است در ره كوفه و در شام و سرا ظلم يزيد كس نپرسيد ز سجّاد كه حالت چون است دختر شير خدا ناطقهء آل رسول