تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آفتاب مشرقين (دفتر شعر عاشورايى) (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
سگ از تو باغ از تو « صافى » از تو جلال و مجد و جود وافى از تو سگ است اما سگ اهل تميز است به اين نسبت به پيش من عزيز است امام آن آيت كبراى خلّاق خداوند كمال و حُسن اخلاق چو از « صافى » چنين رحم و وفا ديد جوانمردى و ايثار و صفا ديد چنان در وجد و اندر شوق افتاد كه از آن حال نيكو گريه سر داد گرفتش زير بال مهر و اكرام به او لطف و عنايت كرد اتمام نمود او را لِوجه الله آزاد به او بخشيد آن بستانِ آباد كه اين پاداش آن رحم است و آن خوى دلا تا مىتوانى باش دلجوى