كز نهيب سخنش كفر و ستم موهون است
كرد ايراد چنان خطبه و ثابت بنمود
كه يزيد شقى از دين خدا بيرون است
زنده دين مانده ز تصميم و ز ايثار حسين
حق و حرّيت و اسلام به او مديون است
هان بياييد و ببينيد كه در راه خدا
صحنهء رزم ز خون شهدا گلگون است
آه و افسوس كه كشتند لب تشنه امام
زخم بر پيكر پاكش ز عدد افزون است
قصّهء كرب و بلا قصهء صبر است و قيام
به فداكارى و جانبازى و دين مشحون است
تا ابد نام حسين بن على در تاريخ
با ثبات قدم و نصرت حق ، مقرون است
جاودان عزت حزب الله و انصار خدا است
خيمهء باطل و احزاب دگر وارون است
هر كه در حصن ولايت رود از روى خلوص
ز آتش دوزخ و آن هول و خطر ، مأمون است
آفتاب مشرقين (دفتر شعر عاشورايى) (فارسى) — صفحة 47
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٤٧