( امام ) سخنگوى به حكمت خويش نسخ مىكند و مىزدايد . اين آيه بزرگترين گواه بر عصمت و بر كنار بودن انبياء و ائمّهء هدى از لغزش و گناه است . از اين رو كه خدا نمىگذارد شيطان آنان را در دل وسوسه كند ، بلكه عزم و آرزو و افكارشان را از تلقينات شيطان بر كنار و معصوم نگه مىدارد . اين آيه به ديگر آيات قرآن حكمت آموز در اين زمينه شبيه است ، مانند گفتهء خداى سبحان :
«
وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ
« 30 » - آن زن آهنگ وى كرد . و اگر نه برهان پروردگارش را ديده بود ، او نيز آهنگ آن زن مىكرد . . . » كه دلالت بر اين دارد كه يوسف - عليه السلام - در معرض نازك كاريهاى شيطان قرار گرفت ولى خدا مستقيما خود او را بر كنار و پاكدامن نگاهداشت ، و گفتهء خداى تعالى است كه :
«
وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا
- و اگر نه آن بود كه پايداريت داده بوديم ، نزديك بود كه اندكى به آنان ميل كنى » .
آنجا كه خداوند نگذاشت فشارهاى جاهليّت بر مسير مستقيم پيامبر اثر گذارد .
از نكات غريب اين كه تلفيقات و آميختگيهايى از القائات شيطان پيرامون اين آيه مىيابيم .
/ 98 آنجا كه در يكى از روايات آمده است كه : پيامبر خدا ( ص ) در يكى از باشگاههاى مكه نشست و سورهء النّجم را بر مشركين خواند تا بدين گفتهء خداى تعالى رسيد : «
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى * وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى
- آيا لات و عزّا را ديدهايد ؟ * و منات آن بت سوّمى ديگر را ؟ » و بدان افزود : « و إنهن الغرانيق العلا و إن شفاعتهن لهى التي ترتجى - و آنان بتهاى والايند و شفاعتشان چيزى است كه انتظار مىرود » و به خواندن سوره ادامه داد تا به سجدهء پايان آن رسيد ، و خود سجده كرده و مشركان نيز با او سجده كردند و هيچ كس از او جا نماند ، آن گاه
هامش
( 30 ) - يوسف / 22 .