« امليت » يعنى مدّتى از وقت را كه به درازا كشيد يا كوتاه بود به آنان مهلت دادم ، « ثمّ أخذتهم - سپس آنها را فرو گرفتم » و آن گاه عذاب ويرانگر من آنها را در بر گرفت .
/ 85 «
فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ
- پس انكار من چگونه بود . » خداوند عذاب خود را بر آنها مسلّط ساخت ، و آنها را كاملا درهم كوبيد و گرد از مغز استخوانشان برآورد و بر تكذيب و انكارشان حدّى نهاد و به كارشان پايان داد ، و خدا اين چنين تكذيب مردم را به نحو عملى انكار و منتفى مىكند . آيا ديديد كه انكار خدا چگونه است ؟
[ 45 ] خداى سبحان در تاريخ حتميّتى نهاده است كه از آن گزير نيست و آن حتمى بودن انتقام از دشمنان خداست ، از آنجا كه سنّتها و قوانين خدا در طبيعت در تمام نقاط با حق التقا دارد و تجاوز از حق تعدى و تجاوز به آن سنّتها و قوانين محسوب مىشود ، ناگزير بايد به ارادهء ذات سبحان خداوند ، به هر شكلى باشد ، انتقام گرفته شود ، خواه به شكل صاعقهاى كه فرود مىآيد ، يا آتشفشانى كه منفجر مىشود ، يا جنگى كه ويران مىكند ، يا قحطى فراگير ، يا طاعونى مرگبار . بر انسان است كه از مكر خدا غافل نماند و انتقام او را فراموش نكند ، و نپندارد كه نعمتهاى خدا و فضل و دادههاى او تنها چيزى است كه در زندگى وجود دارد ، هرگز ، بلكه زندگى را چهرهاى ديگر است كه در انتقام سخت نمايان مىشود .
آرى ، براى آدمى دشوار است كه باور كند آن خداى مهربان بخشندهاى كه آفريدگانش را به صورتهاى گوناگون آفريده ، و در هر حركتى همراه آفريدهء خويش است و رحمت و فضل او در همه چيز جلوهگر است ، چنان ذات متعالى با او مكر نيز مىورزد و سختترين انتقام را از او مىگيرد ، از اين رو مىبينيم كه رفته رفته آدمى را در نعمتها غرقه مىسازد ، و آرزوها او را مىفريبد ، تا آن كه گناهش كاملا او را در بر مىگيرد . آن گاه كه انسان گرفتار حسابرسى مىشود مىگويد : پروردگارا مرا باز گردانيد شايد كردارى شايسته انجام دهم ( در حالى كه ديگر بازگشتى در كار نيست ) . پس براى آن كه چنان نشود بر انسان است كه رنجهايى را كه به