حق گراى و مسلمان گردد ، از آنچه ديگران براى او مىخواهند و مىكوشند به دو تحميل كنند روى بگرداند . كسى كه شرك مىورزد مانند كسى است كه از آسمان به فرو مىافتد ، يا شيطان او را در فضا مىربايد و توانمنديها و نيروهايش را مىبلعد ، همانسان كه پرندگان شكارى شكار خود را از آسمان مىربايند ، يا او را رها مىگذارد تا به جايى ژرف فرو افتد .
/ 56 درجهء والاى تقوا همان بزرگداشت شعائر خداست با بزرگداشت آنچه به خداى تبارك و تعالى پيوستگى دارد به احترام ذات متعال او .
قرآن ديگر بار باز مىگردد و پارهاى مناسك و مراسم حج را كه از شعائر خداست بيان مىكند ، مانند شترى كه آن را به حج مىكشند تا در آنجا بكشند . و تأكيد مىكند كه : تنها كردار انسان است كه تقوا را در دل او مىپروراند و رشد مىبخشد .
شرح آيات : بزرگداشت حرمتها
[ 30 ] «
ذلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ
- همچنين هر كس دست از حرام بدارد ، در نزد پروردگارش برايش بهتر است . . . » زيرا نفع بزرگداشت حرمتهاى خدا و قوانين او به خود انسان بر مىگردد ، زيرا خدا آنها را به حساب او مىگذارد و از بابت آن به دو پاداش خير مىدهد ، خواه در دنيا با افزودن بركتها ، يا در آخرت به وسيلهء بهشتها .
«
وَ أُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعامُ إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ
- و چارپايان بر شما حلالند مگر آنهايى كه برايتان خوانده شده . . . » در واقع خدا بسيارى از چارپايان را جز دستهاى اندك چون خفه شده و از بلندى به زير افتاده و از ضربهء شاخ مرده و نيمخوردهء درنده را براى ما حلال كرده ، و التزام و پايبند بودن نسبت بدانچه خدا حلال يا حرام كرده و روا يا ناروا شمرده است همان جوهر و ذات تقوا و مهمترين مصداقهاى آن است .