«
فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ
- پس از بتهاى پليد اجتناب ورزيد . . . » اين بخش از آيه ابعاد معنوى تقوا را بيان مىكند ، و انسان را از لزوم اجتناب از خوردن گوشتهاى حرام شده به اجتناب و دورى گزيدن از پستيهاى اخلاقى كه به بزرگوارى و كرامت آدمى ، و بلكه به اجتماع زيان مىرساند و تمام بديهايش را متوجّه شخص او مىسازد ، مىكشاند .
مىپرسيم پليدى ( الرّجس ) چيست ؟
/ 57 مفسّران بر سر اين كلمه درنگ بسيار كردهاند كه « رجس » چيست . برخى از ايشان گفتهاند : « همان قمار و نرد و شطرنج است ، و برخى از ايشان گويند :
بتهايى است كه به جاى خدا ، آنها را مىپرستند . از آنجا كه حج در روزگار جاهلى به پرستش بتها آلوده بود ، خداى سبحان فرمان داده است كه حج را از پرستش بتها بزدايند . ديگرى از مفسّران گفته است : « رجس » و پليدى همان مجرّد پذيرفتن وجود بت در خانهء خداست . و ديگرى از ايشان گويد : در واقع آن قربانيهايى كه براى غير خدا سر بريده مىشوند با توجه به اين كه خداى تبارك و تعالى پيشتر گفته است :
«
وَ أُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعامُ إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ . . .
و چارپايان بر شما حلالند مگر آنهايى كه برايتان خوانده شده » و در جايهايى چند از قرآن خدا تأكيد مىكند كه آنچه براى غير خدا ذبح شود حرام است و به راستى همان پليدى است .
همهء اينها درست و پسنديده ، ولى به نظر مىرسد در اينجا فكرى ژرفتر وجود دارد و آن اين است كه انسان يا خداى يگانهء بىشريك را مىپرستد و خود را به ارزشهايى كه خداى سبحان بدانها امر كرده ملتزم و متعهّد مىسازد ، يا آن كه به چيزى ، هر چه باشد ، سر مىسپارد و تسليم مىشود . به عبارتى ديگر : مردم دو دستهاند يا انسان ارزشى كه ارزشها را مقدّس مىشمارد و به غيب ايمان دارد ، يا انسانى شيء كه جز به مشهودات ايمان ندارد ، و چيزهاى پست ، انحراف ، ستم و امثال آنها را مقدّس مىشمارد . تمام اينها ناشى از شيئيت و چيزستايى ( فيتيشيسم ) انسان و مقدّس ناشمردن ارزشها از جانب اوست ، و گاه ملاحظه مىشود كه در نظر او حتى ارزشها نيز تبديل به چيزها و اشياء شدهاند . مثلا مىبينى كسى كه به سفر