حج مىرود اما نه بدين هدف كه از خلال حج به خدا برسد ، بلكه به مناسك حج به ديدهء چيزستايى مىنگرد و دلش متوجّه اين « چيزها » مىشود ، بى آن كه آنها را راه و نمودى به سوى ارزشهايى كه در پس آنها نهفته است قرار دهد . كعبه بايد در نظر ما رمز و نماد يكتا پرستى و يگانگى باشد ، و قربانى بايد رمز و نماد فدا كردن همه چيز در راه خدا محسوب گردد ، و پرتاب سنگريزهها بايد به منزلهء مقاومت و پايدارى در برابر شيطان به شمار آيد . . . الخ .
كسى كه منحرف مىشود و « چيز » مىپرستد بىشك به انحرافات ديگر نيز كشانده مىشود ، از جمله شطرنج كه تا حدّى شبيه عادات بيهودهء جاهليّت است كه با قرعه كشى نزد بتها صورت مىگرفت و سپس به حكم قرعهاى كه بيرون مىآمد رفتار مىكردند .
از اين رو در خبر مأثور از حضرت ابى عبد اللّه صادق - عليه السّلام - آمده است كه دربارهء گفتهء خداى عزّ و جلّ كه فرمود / 58
فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ
گفت : « رجس من الاوثان شطرنج است و قول الزّور ساز و آواز باشد » . « 8 » و در حديثى ديگر از امام صادق - عليه السّلام - نيز آمده است : قول الزّور - سخن باطل ، « سخن مردى است كه به كسى كه آواز مىخواند مىگويد :
احسنت ، آفرين » « 9 » .
و در روايت ايمن بن خزيم از پيامبر خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - آمده است كه حضرتش ما را مخاطب قرار داد و گفت :
« اى مردم گواهى باطل با شرك نسبت به خدا برابر است « سپس خواند »
فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ
- پس از پليدى بتها و سخن
هامش
( 8 ) - نور الثقلين ، ج 3 ، ص 496 .
( 9 ) - همان مصدر ، ص 495 .