تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
از حجّ باشند در حالى كه تيغ بيداد بر آنان مسلّط و بركشيده شده است ؟ و چگونه در شؤون امت بينديشند در حالى كه دستگاههاى سركوب كنندهء حكمفرما و چيره شده آنان را تعقيب مىكنند ؟ و چگونهء چركين جامهء شرك را از تن بيرون كنند و از بيم ستمگران رها شوند تا تنها و تنها خداى يگانه را بپرستند و بستايند در حالى كه شيطانهاى سلطه پيرامون ايشان را گرفته‌اند ؟ / 49 بدين سان در مىيابيم كه هر انحرافى كه به ستم انجامد مشمول اين آيه است حتى اگر از جانب دولت نباشد و از طرف صاحبان تسلّط كوچك همچون شوهر و مالك و مدير و . . . و . . . معمول گردد . در حديثى منقول از امام صادق - عليه السّلام - آمده است : « هر ستمگرى كه در مكّه به خود ستم كند يا به ديگرى ، از دزدى و تجاوز و هر گونه ستم ديگر من آن كردار را الحاد مىدانم ، و از اين رو سكونت در حرم خانهء خدا نهى شده است » . « 3 » يعنى اقامت دائم در مكّه از لحاظ شرعى مكروه است ، زيرا آدمى به هر حال از ظلم به خويشتن با انجام يكى از اين امور حرام شده منزّه و عارى نيست و اگر در خانهء خدا ( و مكّه ) سكونت دائم گزيند اين گونه معصيتها و نافرمانيهاى او همه الحاد شمرده مىشود و خدا مجازات آن را دو چندان كرده است . «
الَّذِي جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ
- كه آن را براى مردم قرار داديم . . . » پس مسجد الحرام ملك يك تن يا خانواده‌اى معيّن يا دولتى خاصّ نيست ، بلكه متعلّق به تمام مردم ، و خدا آن را چنين قرار داده است . «
سَواءً الْعاكِفُ فِيهِ وَ الْبادِ
- چه براى مردم مقيم و چه صحرا نشين غريب . . . » يعنى شخص مقيم دائم در مكه با آن كس كه از باديه و صحرا بدان شهر مىآيد يكسانند ، آن گاه خداوند اين حقيقت را ديگر بار تأكيد مىكند و گويد :
هامش
( 3 ) - تفسير نمونه ، ج 14 ، ص 65 .