نعمتهاى معنوى را نيز بدانها مىافزايد ، / 47 آنجا كه گويد :
«
وَ هُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلى صِراطِ الْحَمِيدِ
- آنان به آن سخن پاك و به راه خداوند ستودنى راهنمايى شدهاند . » « الطّيّب من القول » همان « السّلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته - درود و رحمت و بركتهاى خدا بر شما باد » است . در يكى از حديثها آمده است ، كه « سخن پاك » كلمهء توحيد « لا إله الّا اللَّه » باشد ، و در يكى از نصوص آمده است :
همانا خداوند هر دم براى بهشتيان هديهاى مىفرستد كه از نوع « سخن پاك » است ، و اين همان معنايى است كه مفسّران پذيرفته و بر آن رفتهاند ، و چنان مىنمايد كه هدايت و راهنمايى در بهشت تمام مىشود . امّا معنى اين آيه چنان كه به نظر مىرسد اين است كه : خدا مؤمنان را در دنيا به سخن پاك رهنمايى كرده كه همان كلمهء توحيد و اخلاص و راه ستوده باشد كه راه پيامبران و امامان هدايت است كه بر همهء ايشان درود باد و صلوات .
باز داشتن از راه خدا
[ 25 ] پس از اين قرآن به گروهى از كافران و كردار آنها در مقايسه با مؤمنان و كردارشان مىپردازد و مىگويد :
«
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
- آنهايى كه كافر شدند و مردم را از راه خدا باز مىدارند . . . » كفر تنها همان سخن نظرى يا فقط عقيدهء مجرّد و محض نيست . بلكه همچنين چيزهايى است كه از آن سرچشمه مىگيرد مانند دشمنى ورزيدن و كار بد ، از اين رو قرآن پس از آن كه كافران را ياد كرد در اين كه واقعيّت كفر آنها چگونه است درنگ نمىكند و مىافزايد : «
وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
- از راه خدا باز مىدارند » يعنى اين گروه در دل خود كافر شدهاند ، امّا عملشان همانا بازداشتن مردم از راه خداست ، و از اين رو مىبينيم كه كلمهء « كفروا - كافر شدند » به صيغهء ماضى و گذشته آمده ، در حالى كه كلمهء « يصدّون - باز مىدارند » به صيغهء مضارع