آورده كه به درجهء ژرفترين يقين مىرسد .
به طبع او جز بازتابى از نور خورشيد را بر چيزها نمىبيند .
/ 447 و از خورشيد چه چيزى را مىبيند ؟
مگر نه اين كه تنها نورش را بدون جرم آن مىبيند ؟
همچنين است نسبت به ماه و ديگر ستارگان و چيزها .
بعضى از ستارگان ، تا آن جا كه دانش در مىيابد ، مدتها پيش جرمشان متلاشى شده و ما جز نورى از آنها نمىبينيم كه پيش از يك مليون سال از آنها برخاسته تا مثلا امروز به ما برسد ، پس ما نمىتوانيم از نابودى آن ستاره به تأكيد آگاه شويم مگر پس از يك ميليون سال .
ما از سيبى كه در دست خود داريم جز نورى كه برانگيخته از يك منبع نورى است و بر آن بازتافته چه مىبينيم ؟
حتى در مورد جرم سيب جز اجزاء محيط بر آن را نمىبينيم ، و سنگينى عارضى است ظاهر كه بر جسم محيط است نه خود جسم .
همچنين است حقيقت عالم غيب ، انسان بدان نمىرسد مگر از طريق پديدهها و شواهد پيوسته بدان و دلالت كننده بر آن ، پس غيب شبيه است به امواج اتر كه جز بر صفحهء تلويزيون ديده نمىشود ، و موجهاى بىسيم كه بدون دستگاه گيرندهء راديو و دستگاههاى مشابه آن گرفته و شنيده نمىشود .
و آيا حقيقتى وجود دارد كه بهتر از آن كه ممكن است انسان پروردگارش را ببيند ، ديده شود ؟
وقتى شواهد است كه ما را بر آن مىدارد كه به هر چيزى ايمان و اعتقاد بيابيم ، نه احاطهء بر آن چيز ، و در صورتى كه قضيّه در مورد ديگر چيزها ، چون زمين و آسمان و آنچه در آنهاست چنين است ، آيا چيزى از اين نشانهها و شواهد و در نتيجه ظهور و روشنى را چنان روشنى و ظهورى هست كه خداى سبحانه و تعالى راست ؟ ! پس چرا رواست كه بگوييم خورشيد را ديديم و به ماه نگريستيم . . . و الى
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 448
مساهمون: احمد آرام
ص٤٤٨