/ 446
شرح آيات :
[ 45 ] ايمان به خدا پايه هر شناخت و خاستگاه هر ايمانى است ، پس براى انسان ممكن نيست كه به وحى ايمان آورد پيش از آن كه به فرستندهء وحى ايمان آورده باشد .
در نخستين آيهء اين درس گفتهء خداى تعالى را مىيابيم كه : «
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ
- آيا به پروردگارت ننگريستهاى ؟ » و اين چيزى است كه مفسّران را حيران ساخته ، و آنان را بر آن داشته كه اين سخن را به گونهاى تأويل كنند . . . آيا انسان - اين موجود ناتوان محدود - مىتواند به خدا بنگرد ؟ ! برخى از ايشان گفتهاند : در اين آيه جابجايى كلمات وجود دارد و معناى آن اين است كه : آيا به سايه ننگريستهاى كه چگونه پروردگارت آن را گسترد ، و بعضى گفتهاند در آن حذفى است ، و معنايش اين است كه : آيا به كردار پروردگارت ننگريستهاى كه . . . ولى به نظر من مىرسد كه در تعبير اين آيه رسانيدن فكرى است كه در جاى ديگر نظيرش را نمىيابيم ، انسان پروردگار خود را بالفعل مىبيند نه به دو چشمش و نه به صورت مستقيم ، بلكه او را با دل خود مىبيند كه از خلال نشانههاى خدا در عالم هستى گشوده شده است ، و اين نشانهها به سبب آشكار بودن شديد خود به صنع زيبا و نوپديد خدا تعبير مىشود ، و گواه بر آن است كه فراسوى آنها نيرويى مسلّط بر آنها وجود دارد كه همان نيروى خدا و نامهاى نيكوى اوست .
وقتى انسان چيزى را مىبيند چه نتيجهاى براى او حاصل مىشود ؟
مگر نه اين كه به ژرفى بدان ايمان و يقين پيدا مىكند ؟
و گرنه چرا به خورشيد و پرتو آن ، و به زمين و آنچه در آن است ايمان و يقين دارد ؟
به طبع براى آن كه اين همه را به چشم مىبيند ، پس در اين صورت ديدن اين شناخت را به دو داده ، و اين حالت روانى از ايمان و اطمينان را در او به وجود