/ 445
سپس آفتاب را بر آن دليل كرديم
رهنمودهايى از آيات :
در درس گذشته دربارهء كسانى خوانديم كه خواهشهاى خود را خداى خود گرفتند و پيامبر را مسخره كردند و به رسالت خدا كفر ورزيدند . . . قرآن اين بيمارى را با يادآورى بشر از پروردگار خود درمان مىكند كه هر گاه او را بشناسد خدايان برساختهء به جاى خداى يكتا متلاشى مىشوند .
آيا به آثار پروردگار خود در اين سايهء گسترده نمىنگرى ؟ چگونه آن را مىگسترد و سپس با حركت خورشيد از مشرق به مغرب جمعش مىكند ؟ آن گاه شب و روز را تقسيم مىكند به اندازهاى كه شب خواب و پوشش و آسايش باشد ، و روز برخاستن و تكاپو و جست و جوى معاش .
و معاش را پروردگار به نوبهء خود هنگامى ترتيب مىدهد كه ابرها را مىفرستد تا رحمتها و بركتهاى او را مژده دهند . آن گاه از آسمان آب پاكيزه را فرو مىبارد . و آن گاه زندگى در سرزمينى كه خاك و بشر و چارپايانش مردهاند به جنبش در مىآيد .
تمام اينها براى آن است كه انسان به ياد آورد ، ولى بيشتر مردم كفر مىورزند ، و اين كفر آنان را فرا مىخواند كه هوى و خواهش را خداى خود بگيرند و - در نتيجه - با رهبرى پيامبر بستيزند .