تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
الهى خود پشتيبان و تكيه گاه رسالت بود ، و اين چيزى بود كه عقل آنان كه از بند مفاهيم مادّى آزاد نشده بود ، بدان نمىرسيد . / 400 [ 8 ] «
أَوْ يُلْقى إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْها
- چرا از آسمان گنجى برايش افكنده نشود ؟ چرا او را باغى نيست كه از آن بخورد ؟ . . . » و اگر ثروتى به صورت گنج از آسمان در دامان او نمىافتد كه او را از طبقهء توانگران سازد ، دست كم بايد بوستانى داشته باشد كه چنان درآمدى به او برساند كه از تحصيل غذاى خود بىنيازش سازد ! اينان با چنين تصوّراتى از كرامت و بزرگوارى انسان كه فراتر از نيرو و دارايى و ميوه‌هاى محصول زمين است غافل بودند . «
وَ قالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً
- و ستمكاران گفتند : شما جز از مردى جادو شده پيروى نمىكنيد . » قرآن به آنان صفت ستمكار داده و به آوردن ضميرى كه به اسم پيش گفته اكتفاء نكرده است زيرا سخن آنان دو جنبه دارد : اوّل : خواستن حجّتى قاطع بر درستى رسالت ، كه براى جنبهء موضوعى تصوّر كرده است . دوّم : تهمت بستن آنها بر پيامبر كه وى مردى است جادو شده . يعنى فاقد عقل و ارادهء حقيقى و اين اتّهام ستمى است در حق پيامبر ، و كسى كه باطلى را در برابر حق ادّعا كند از اين كه تنها منكرى زبانى باشد به محاربى به تمام معنى كلمه تبديل مىشود . هنگامى كه شخص ديگرى را به انديشه‌اى فرا مىخواند يا طرف مىپذيرد و يا رد مىكند ، امّا اگر بر ضدّ او اعلان جنگ دهد و او را به ديوانگى متّهم سازد ، اين عين ظلم و ستم است ، زيرا قانع نشدن او به دعوت - اگر آن را فرض كنيم - به دو اجازه نمىدهد كه ديگران را از پذيرفتن آن باز دارد . [ 9 ] هنگامى كه كافران مقياسها را تبديل كردند ، براى مقياسهاى غلط خود داستانها زدند ، چون از پيامبر رهبرييى همچون رهبرى ديگران خواستند تا به دو پاسخ مثبت دهند ، پس درخواست كردند فرشته‌اى به عنوان نشانهء رهبرى صاحبان
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 401 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي