ثانيا : براستى قرآن در عمل از نزد خداى بزرگوارى آمده كه خيرش بس بزرگ و فضلش بس عظيم است ، و اگر مىخواست و حكمتش اقتضا مىكرد ، بيگمان بسى بهتر از اين براى پيامبرش فراهم مىكرد ، باغهايى كه جويبارها در آن جارى باشد ( در آخرت ، يا حتّى در دنيا ، در حالى كه ثروتهاى زمين به اقوامى مىرسد كه هرگز خواب آن را نديدهاند ، و جاهليان كه نخستين بار به رسالت او كفر ورزيدند آن را به خيال در نتوانند آورد ) .
ثالثا : در واقع سبب انكار آنها ، احساس ايمن ماندنشان از عذاب خداست ، آنها رستاخيز را تكذيب كردهاند ، و پروردگار آتش گداختهء افروختهاى را به آنها وعده داده است كه آنان را از دور به خود مىخواند و با جوش و خروش از آنها استقبال مىكند .
براستى كه جايى سخت تنگ است ، همچون جاى ميخى در ديوار ، و دست آنها با شيطانهاى خود به هم بسته است ، و بانگ و شيون بر مىآورند ، و فرشتگان به آنها بانگ مىزنند : هان بيشتر شيون و زارى كنيد ! ارزش گنج و بوستان ، در برابر بهاى رهايى از آتش دوزخ چيست ؟ و در برابر ، ارزش بهشتى كه به پرهيزگاران وعده دادهاند كه پاداش و سرنوشت ايشان است و در آن هر چه خواهند جاودانه وجود دارد چه قدر است ؟
بدين سان قرآن نگرش مادّى بىمسؤوليّت را با يادآورى نفس بشريّت به عذاب قيامت و پاداش الهى در بهشت بررسى و درمان مىكند .
و نيز بدين گونه گردنهها و موانع را از راه ايمان به فرقان هموار و بر طرف مىكند .
شرح آيات :
مقياس غلط
[ 7 ] كافران خواستهاند پيامبرى كه به نزد آنها مبعوث شده همانند يكى از رهبران / 399 قلّابى آنها ، يا بهتر بگوييم ، نظير خداهاى دروغينى باشد كه سواى خداى