تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
همچنين دلش از دوستى و دشمنى و از شهوت و خشم و گروه گرايى و كين‌توزى فراتر مىرود ، و بر بيم و طمع چيره مىآيد ، و حقايق را چنان كه هست مىبيند نه چنان كه مصالح زود گذرش به دو تلقين مىكنند . همچنين كسانى كه به رسالت كفر ورزيدند از آن رو كه پيامبر گنجى يا بوستانى ندارد كه از آن روزى بخورد ، يا / 403 فرشته‌اى بيم دهنده همراه او نيامده است . بيگمان دلشان بيمار است و ناچارند شفا بخواهند ، و شفاى آنها در يادآورى قيامت است ، آن گاه كه با رسيدن آن تمام ثروت و مصيبتهاى دنيا ناچيز و نابود مىشود و بدان هنگام دلهايشان از بند خواهشها و اميال آزاد مىگردد . و از اينجاست كه اين آيه و آيهء پس از آن را در خصوص بيان سبب كفر آنها و نيز شفاى بيمارى كفرشان مىخوانيم . سياق مطلب به توصيف دوزخ ادامه مىدهد تا جدا شدن و دور گشتن از فرو بستن دل را در خوانند بيفزايد و در نتيجه ايمان او را به قرآن افزون سازد . در واقع قرآن تنها با كافران بر سر رسالت مجادله نمىكند بلكه ايمان مؤمنان را به رسالت از طريق هشدار دادن به قيامت مىافزايد ، پس هر چه به حقيقت آن عذاب آگاهتر شوند با نور دلهايشان حقايق وحى را روشنتر و آشكارتر مىبينند .

صورتهايى از عذاب

[ 12 ] از صفات دوزخ اين است كه طعمهء خود را از فاصلهء دور به سبب نيروى جاذبه‌اى كه دارد به خود مىكشد ، پس چون اصحابش كه دستهايشان را به زنجيرها بسته‌اند آن را ببينند ، تسليم مىشوند و هيچ حركت و جنبشى نمىكنند ، و دوزخ آنها را با لهيبش به سوى خود مىكشد ، و در همان لحظه گداختن و سوزندگى آتش با صدايى هولناك شديدتر مىشود و اين همان جوشش دوزخ است . اين همه براى استقبال از دشمنان خدا و رسالت است ، و در حديث شريف از امام صادق - عليه السّلام - آمده است كه :