/ 397
بنگر كه چگونه برايت داستانها زدند
رهنمودهايى از آيات :
پس از آن كه پروردگار به ما يادآور مىشود كه اين فرقان را به وسيلهء چه كسى فرستاده - تا چنان كه پيداست - ما را به راه درست شناخت اين كتاب و سپس تصديق بدان راهنمايى كند ، توجيهات و بهانهگيريهاى كافران را نسبت به رسالت درهم مىكوبد و هم چنان روند مطلب آنها را يكى پس از ديگرى ابطال و نابود مىكند .
نخست گفتند : چگونه خدا پيامبرى مىفرستد كه به خوراك و نيز كسب معاش خود از بازارها نيازمند است ، و چرا با او فرشتهاى نفرستاده است كه بيم دهنده باشد ؟
و چرا او را با افكندن گنجى به دامانش بىنياز نكرده ، و يا چرا دست كم باغى به دو نداده است كه روزى خود را از آن بخورد .
و ستمگران پيشتر رفتند و گفتند : اين شخص كه از او پيروى مىكنند جز مردى جادو شده نيست .
قرآن اين افكار بيمار را چنين درمان مىكند كه :
/ 398 اوّلا : سنجيدن و قياس پيامبر با خود آنها و داستان زدن براى او ، آنها را از راه درست گمراه ساخته . و شايد اگر از اين مقايسهها و پيشداوريها دست مىكشيدند راه را گم نمىكردند .