الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ( 55 ) وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ( 56 ) لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ لَبِئْسَ الْمَصِيرُ ( 57 )
/ 343
وحشتشان را به ايمنى بدل مىكند
رهنمودهايى از آيات :
اين درس در چارچوب گفتار پيشين دربارهء فرمانبردارى از فرماندهى شرعى كه خدا بدان فرمان داده است - يعنى طاعتى كه يكى از هدفهاى پرورش سالم است - بيان مىكند كه مقياسى واحد و حقيقى براى شناختن ميزان تسليم انسان نسبت به پروردگارش ، و در نتيجه شناختن ميزان عمق و راست بودن ايمان او وجود دارد ، و آن مقياس همان ميزان فرمانبردارى انسان از فرماندهى رسالتى است كه در فرمانهاى خداى سبحان شكل يافته و مجسّم شده است .
فرمانبردارى مورد نظر همان فرمانبردارى مستقيم و درست در اوقات سختى و آسايش است نه تنها به هنگام رفاه و آسايش ، زيرا ممكن است انسان آمادهء فرمانبردارى باشد ، ولى در حدود قضاياى سادهاى كه نياز به كوششى فراوان از جانب او نداشته باشد ، امّا وقتى به دو فرمان مىدهند كه دشواريهايى بزرگ را در زندگى در نوردد ، همچون جهاد ، وى رويگردان مىشود و خسران ديدهء دنيا و آخرت